گردونه برنامه

مقدمه

          از زماني که نگرش سیستمی در برنامه ریزی مطرح شده است برنامه ریزی آموزشی نیز به عنوان یک « فرایند » و متأثر از این نگرش ، اهمیت بیشتری یافته است ، در شرایطی که ما با انفجار شدید اطلاعات ، انفجار جمعیت و تحولات شگرف یکی دو قرن اخیر روبرو هستیم مسئله ای به نام « آموزش مادام العمر » به جای شیوه آموزش سنتی « آموزش مقطعي » لازم شده است تا جایگاه واقعی خود را در نظام های آموزشی جهانی پیدا کند . به قولی در چند سال آینده بی سواد کسی نیست که سوادخواندن و نوشتن نداشته باشد بلکه بی سواد کسی است که نتواند از ابزار و وسایلی که نتیجه پیشرفت الکترونیک و انفورماتیک است و در زندگی روزمره او نقش اساسی دارند استفاده کند. بنابراین و با این دیدگاه برنامه ریزی آموزشی چیزی نیست که در مقطعی شروع و تا مدت های مدید به طور ثابت ادامه داشته باشد.                                                                                                                   

جزوه کوتاهی که در پیش رو دارید راهنمای عملی برای برنامه ریزی « اعم از آموزشی و غیره »می باشد و همانگونه كه در نمودار می بینید برنامه ریزی به مثابه یک گردونه که دائماً در حال انجام و تغییر و تحول مناسب است تلقی می گردد

این جزوه مختصر برگرفته از مطالبی است که آقای دکتر پرویز ساکتی استاد  محترم دانشکده علوم تربیتی دانشگاه شیراز در سال 1362 در درس مبانی برنامه ریزی آموزشی مطرح نمودند و همچنین از کتاب « فرایند برنامه ریزی آموزشی ترجمه خانم دکتر فریده مشایخ » و تجارب شخصی تهیه کننده استفاده شده است .

 

من الله توفیق

محمدابراهيم واعظي

 ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

r تعیین هدفهای کلی

در موقع تعیین هدف های کلی باید برداشت ها و نتایج به دست آمده از محیط برنامه ریزی را به هدف های کلی و عام تبدیل کنیم یک هدف کلی را می توان « عبارتی دانست که بیان کننده نتایج مطلوبی باشد که به نحوی قابل حصول و اندازه گیری باشند .»

هدف های کلی را سه مشخصه از دیگر اهداف متمایز می کند :

1.     هدف های کلی معمولاً با رهنمودهای بدست آمده از بررسی محیط اجتماعی از لحاظ قابلیت اندازه گیری و حصول متفاوت هستند بدین معنی که در تعیین هدف های کلی نباید همان برادشت هایی را که از محیط می گیریم عیناً هدف بنامیم زیرا این برداشت ها دو خصیصه قابل حصول بودن و اندازه گیری را در برندارند.

2.     هدف ها معمولاً با فلسفه تفاوت دارند زیرا فلسفه در پی « چرائی » امور است در صورتی که هدف ها دنبال « چگونگی » امور هستند.

3.     هدف های « عام و کلی » را با هدف های « خاص و اجرائی » نباید یکی دانست زیرا هدف های عام و کلی گسترده تر هستند و هدف های خاص و اجرائی اغلب با برنامه خاص و یا سازمان خاص اجرا می شوند.

*********************

         از ویژگی های هدف های عام و کلی این است که نوعی مفهوم آموزش و یادگیری را در بردارد به طوری که در نهایت می توان آن را به صورت هدف رفتاری درآورد. اساساً باید توجه داشت که
هدف های عام و کلی فقط منوط به سطح کشور يا منطقه و استان خواهد بود . معمولاً هدف های اجرائی را از دل این هدف های کلی برای سازمان های آموزشی استخراج می کنند .

          در تعیین هدف های کلی دو طریق وجود دارد یا از طریق رهبران و نخبگان به سطوح پائین ابلاغ می شود و یا اینکه از نیازها و ارزش های مردم ریشه می گیرد و در تعیین آن مردم نقش اصلی دارند ولی در هر صورت مطلوب آن است که هم مردم و هم نخبگان ( خبرگان ) در تعیین هدف نقش داشته باشند.

یک برنامه ریز باید دارای ویژگی های زیر باشد :

·        دانش آینده نگری داشته باشد .

 ·        به خط مشی سیاسی دولت توجه کافی داشته باشد .

·        هدف های مورد توجه مردم را مدنظر داشته باشد .

·        نباید دنبال هدف هایی برود که تا چند دهه آینده نیز امکان تحقق آن نباشد .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

r برآورد نیازها ( تحقیق یا سنجش نیازها)

نیاز سنجی فرایندی است که طی آن نیازهای واقعی شناسایی شده ، سنجیده شده و بر حسب اولویت و ضرورت مرتب می شوند.

نیازها به طور عام عبارتند از : وجه اختلاف آنچه هست ( واقعیت موجود) و آنچه باید باشد ( واقعیت مطلوب ) تفاوت بین این وضعیت را می توان به صورت عینی ، کمی و با معیارهای دقیق و مشخص اندازه گیری کرد و یا به صورت ذهنی ، کیفی تخمین زد و رتبه بندی نمود.

C                                                B                                            A            

         ×                             ×                                 ×

               مبدأ                                            واقعيت                     نيازها                    مطلوب

                                                                موجود

 AB = وضعيت موجود

AC = وضعيت مطلوب

AC-AB = نياز

 مراحل سنجش نیازها با تأکید بر حالت عینی کمی به قرار زیر است :

1.  تعیین و شناسایی معانی هدف های پرورشی و آموزشی با توجه به اصول و فلسفه یک مکتب خاص و گزینش هدف ها .

2. تعیین و گزینش یا ابداع و ساخت معیارها و شاخص های اندازه گیری برای هدف های انتخاب شده .

3.  تعیین سطح مطلوب یا لااقل قابل قبول معیارها و شاخص های برگزیده شده .

4.  سنجش و اندازه گیری وضعیت موجود به وسیله معیارهای برگزیده شده .

5.  مقایسه سطوح و حدود وضعیت های موجود سنجیده شده ، با حدود و سطوح وضعیت مطلوب .

6.  اگر تفاوت ها بیانگر این باشند که وضع موجود پایین تر از وضع مطلوب است می توان گفت نیازهایی موجودند .

7.  مقایسه نیازهای شناخته شده با یکدیگر و رتبه دهی به آن ها برای تعیین درجه اولویت آن ها .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rروش های نیازسنجی

چهار روش برای سنجش نیازها وجود دارند :

 خودسنجی ، دیگرسنجی ، هم گروه سنجی ، ترکیب مناسب از سه روش

ü    خودسنجی

در این روش برنامه ریز به وسیله پرسشنامه ، مصاحبه یا ابزار دیگری از افراد و گروه ها یا
دستگاه ها می خواهد که نظرات خود را درباره ی وضع مطلوب ، وضع موجود ، معیارهایی که شاخص وضع موجود از مطلوب هستند و فعالیت ها و برنامه هایی که در جریان هستند ، بيان كنند .

برای مثال اگر بخواهیم برای سازمان یا اداره ای دوره آموزش ضمن خدمت ماشین نویسی برگزار كنيم و سطح و کیفیت کاری کارکنان را افزایش دهیم ابتدا از ماشین نویس اداره سئوال می کنیم از خود انتظار دارید چند حرف در دقیقه بزنی ؟ فرضاً جواب 120 حرف باشد بعد سئوال می شود اكنون چند حرفی میزنی اگر این ماشین نویس دقیقه ای 70 حرف میزد علاقمند باشد به 120 برساند این فاصله بین 70 تا 120 یعنی 50 حرف اضافی نیاز این ماشین نویس است در مرحله بعد باید از وی سئوال شود که چگونه می توانی این نیاز را برطرف کنی ؟ آیا با تمرین ، با کلاس گذاشتن و ...

سپس سئوال کنیم در چه مدت می توانی این نیاز را برطرف کنی ؟

ü    هم گروه سنجی

در این روش به وسیله پرسشنامه ، مصاحبه ، آمارگیری و ... از افراد یا جامعه محلی با جوامع بزرگ خواسته می شود نظرات خود را در مورد وضع موجود ، مطلوب ، شاخص ها و فعالیت ها بیان دارند در هم گروه سنجی در مثال ماشین نویس چند ماشین نویس حرفه ای می آوریم تا از ماشین نویس یا ماشین نویس ها امتحان به عمل آورند .( از دید همان سازمان یا گروه تشکیلات)

ü    دیگر سنجی

در خودسنجی و هم گروه سنجی امکان دارد ما به شناخت واقعی نرسیم در روش دیگرسنجی از متخصصین و جوامع بزرگ تر و یا جوامع کوچک دیگر که با منافع گروه مورد سنجش وجوه مشترکی ندارند و به عبارتی از افراد و عناصر خارج از حوزه ها برنامه ریزی باشند می خواهیم تا بر اساس تجربیات ، اطلاعات و تسلط خود وضعیت مطلوب ، موجود و ... را بیان نمایند و دیدگاه خود را نسبت به وضعیت تشریح کنند.

براي مثال ماشين نويس اداره مشابه يا اداره فني و حرفه اي يا استاندارد تعيين كند وضعيت مطلوب چيست ؟

ü    ترکیبی مناسب از روش های فوق

در موارد خاص برای اطمینان بیشتر از سنجش دقیق نیازها می توان ترکیبی از روش های بالا را به کار برد باید توجه داشت که این روش ها متناسب با شرایط و امکانات در مورد همه نوع برنامه نیازسنجی کاربرد دارند.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

r شناخت منابع و محدودیت ها

در سومین قسمت گردونه باید عوامل کمک کننده ، بازدارنده و خنثی را در جهت رسیدن به هدف مشخص کرد در اینجا مدنظر این است که چه چیزهایی به ما کمک می کنند و چه چیزهایی ما را ازاجرای برنامه باز می دارند .

برای تحقق هر هدفی یک دسته عوامل تسهیل کننده و یک دسته عوامل بازدارنده و دسته ای نیز عوامل خنثی وجود دارند برای شرایط سه گانه فوق می توان اسامی مختلفی نظیر مثبت ، منفی ، خنثی و يا شرایط مساعد ، نامساعد و بی تأثیر و يا عوامل حمایت کننده ، مانع شونده و بی تفاوت انتخاب نمود .

منابع و محدویت ها می توانند در داخل سازمان ( محدوده ی برنامه ریزی ) یا بیرون از آن باشند و برنامه ریز باید متوجه محل این عوامل باشد و اطلاعات مربوط به هر دسته را جمع آوری ، تجزیه و تحلیل و استنتاج نماید و شناخت دقیقی از هر عامل به دست آورد.

پس از شناخت محدودیت ها باید به دنبال راه حل باشیم که چگونه عوامل بازدارنده را خنثی و یا عوامل خنثی را به حمایت کننده تبدیل کنیم برای مثال اگر رئیس دبیرستانی در صدد ساختن یک زمین یا سالن ورزشی در کنار مدرسه است ممکن است دارای یک سری منابع و محدودیت ها مطابق جدول زیر باشد.

جدول منابع و محدودیت ها

عوامل بازدارنده

عوامل کمک کننده

عوامل خنثی

راه حل یابی

کمبود بودجه

نداشتن معلم متخصص

گران بودن مصالح

 

حمایت مالی مردم

دوره ی آموزش

ضمن خدمت

 شرکت های تعاونی

 

 

معلمان دیگر

جمع آوری کمک های مردم

تقاضای اجرای برنامه آموزش ضمن خدمت گرفتن حواله مصالح از بازرگانی برای شرکت

اغلب عوامل بازدارنده در برنامه ریزی شامل بودجه ، امکانات یا نیروی انسانی می شود .

در جدول بندی عوامل فوق باید از مراحل زیر بگذریم .

 

1- برشمردن و لیست کردن بازدارنده ها ، کمک کننده ها و خنثی ها

2-  طبقه بندی کردن این عوامل ( ممکن است سه تا مربوط به بودجه چهار تا به نیروی انسانی و مثلاًٌ دو تا مشکلات قانونی باشند)

3- تعیین درجه یا میزان بازدارندگی یا کمک کنندگی

4-  بررسی امکان کنترل و تغییر عوامل بازدارنده که ما به عنوان برنامه ریز اختیارات و امکانات تغییر آن را داریم.(حل کردن آن)

5- باز اندیشیدن درباره ی این عوامل به جهت یافتن عوامل کمک کننده ای که ممکن است از
قلم افتاده باشند در طی این مراحل نکات زیر را باید رعایت کنیم.

          الف )در حد امکان نسبت به عوامل تفکر عمیق کنیم.

          ب ) دو دسته از عوامل را از همدیگر تفکیک کنیم ، فرضیات ذهنی خودمان را به جای واقعیت نگیریم و اصول را از تمایلات خود تفکیک کنیم و نیازها را از فشارهای دیگران جدا سازیم .

          ج ) مواظب باشیم که راه حل های انتخابی ما خود مشکل جدیدی ایجاد نکنند.

r تعیین هدف های رفتاری و اولویت ها

از نظر تربیتی یک هدف رفتاری « تغییر مشخص و پیش بینی شده ای است که باید در یادگیرنده ایجاد شود » اهمیت هدف های رفتاری از این جهت است که ارزشیابی یک برنامه آموزشی بدون تعیین هدف های رفتاری ممکن نیست از طرفی بدون هدف رفتاری نمی توان به ارزشیابی دقیق از کار شاگرد پرداخت برای مثال باید به طور واضح و بدون ابهام معلوم شود که به چه درجه و میزانی و یا در چه سطحی شاگرد آن کار مخصوص را باید انجام دهد آیا گفتن نمره 12 و یا داشتن معدل 10 برای رسیدن به هدف های تعیین شده کافی است ؟

یکی دیگر از فواید هدف های آموزشی این است که به شاگرد امکان می دهد که پیوسته به ارزشیابی از کار خویش بپردازد و به این ترتیب شاگرد مطابق هدف ها خود را سازمان می دهد و شکست خود را به گردن معلم نمی اندازد.

هر چند که مؤلفان هدف های آموزشی (رفتاری)

معتقدند که به علت « پویایی و پیچیدگی » فرایند آموزشی نمی توان هدف های رفتاری را تعیین کرد و یا در برخی مواد درسی مانند هنرهای زیبا پیش بینی رفتار غیرممکن است و قابل اندازه گیری دقیق نیست (نظر اخیر از کتاب برنامه ریزی درسی مدارس نوشته الف - لوی ترجمه فریده مشایخ ص 28 آمده است) ولی در هر صورت بیان هدف های آموزشی در واقع کار برنامه ریز را در ارزشیابی از ابعاد برنامه آسان می کند.

روی هم رفته در این مرحله از فرایند برنامه ریزی آموزشی برنامه ریز هدف های عام و کلی را تبدیل به هدف های رفتاری می کند و در سطوح مختلف باید این هدف ها را تعریف کند از سطوح مختلف ملی و کشوری ، استان ، منطقه ، شهرستان یا نواحی تا نمایندگی بخش آموزشگاه ، کلاس و بالاخره دانش آموز .

به طور کلی یک هدف رفتاری باید دارای ویژگی های زیر باشد :

1. مرتبط هدف های عام باشد.

2. قابل سنجش و اندازه گیری دقیق باشد.

3. مبین شرایط و ملاک های اجرا باشد.

4. زمان تحقق آن مشخص باشد.

به عنوان مثال یک هدف رفتاری را در سطح دانش آموز می توان به صورت زیر تعریف کرد .

در زمان تکمیل درس ، دانش آموز باید بتواند در یک امتحان سراسری 80 درصد نمره مربوط به امتحان گفتاری نوشتاری را کسب کند.

 ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rراه حل یابی

یافتن راه حل های متفاوت برای تحقق هر هدف رفتاری و برشمردن و دسته بندی کردن همه
 آن ها دست برنامه ریز را جهت تصمیم گیری باز می کند و یا به عبارت دیگر راه حل یابی باعث
می شود که برنامه ریز در تصمیم گیری به خاطر پیش بینی راه حل های مختلف کمتر دچار اشتباه شود .

 در تعریف راه حل یابی می توان گفت : « جریانی است که طی آن شیوه های مختلف تحقق هر هدف رفتاری شناخته می شوند .» قبل از شروع تفکر درباره ی راه حل ها باید مطمئن بود که هدف های صحیح تدوین شده و دقیقاً فهمیده شده اند.

راه حل ها را به طور کلی می توان به سه دسته تقسیم کرد :

          الف ) قالبی

          ب ) تطبیقی

          ج ) خلاق

الف )راه حل قالبی :

 معمولاً دراین موارد حداقل تغییر درباره ی آنچه باید

انجام شود لازم است و به اصطلاح تغییرات جزئی در برنامه در حال اجرا ایجاد می کنیم . مثلاً وسیله روزانه ای که در دانشگاه می آئیم اتوبوس است ولی به علت عجله و مثلاً امتحان ممکن است زودتر و با تاکسی که آن هم وسیله نقلیه عمومی است به دانشگاه بیاییم هدف یکی است ، وسیله نقلیه هم هر دو کرایه هستند ولی به جای اتوبوس از تاکسی استفاده می کنیم .

ب) راه حل تطبیقی :

این در مواردی است که هدف ثابت ولی روش کار ، وسیله و چگونگی استفاده از آن متغییر باشد در اینجا هدف های برنامه تدوین شده و ممکن است در حال اجرا باشند ولی آن قدر از نظر روش کار اشکال باشد که مجبور شویم مدتی (وسیله ) را تغییر دهیم و راه حلی را که با هدف ثابت ما مطابقت داشته باشد انتخاب کنیم در مثال فوق ممکن است ما از موتورسیکلت که وسیله ای شخصی است به جای کرایه استفاده کنیم باز هم هدف ثابت است اما در وسیله و چگونگی استفاده تغییر اساسی
 می دهیم.

ج )راه حل خلاق :

در موارد شروع به اجرای یک برنامه کاملاً جدید راه حل خلاق لازم می آید. در اینجا دست برنامه ریز باز است و فرد باید خلاقیت فکری اش را در ارتباط با هر هدف به کار برد . اين روش هم هدف و هم وسیله تغییر می کند.

در انتخاب راه حل باید مراحل زیر را طی کنیم .

1.     در اندیشیدن و انتخاب راه حل ها تمام جوانب را باید در نظر گرفت و با افراد مختلف العقیده صحبت کرد.

2.     در حد امکان اطلاعات مربوط به هر راه حل را جمع آوری کنیم.

3.     بدون پیش داوری و ارزشیابی تمام راه حل های ممکنه را طی کرده و بررسی کنیم.

 

در انتخاب راه حل های مختلف این نکات را مدنظر داشته باشیم :

الف ) با همفکران خود مشورت نکنیم حرف و استدلال مخالفین را بشنویم.

ب ) از برخورد ارزیابانه با راه حل ها پرهیز کنیم .

ج ) شماره راه حل ها را محدود نکنیم.

د) اطلاعات کافی را درباره ی راه حل ها به دست آوریم.

مثلاً اگر بخواهیم میزان افت تحصیلی را در مدارس کاهش دهیم ممکن است راه حل های زیر را بررسی کنیم.

ü    بالابردن کیفیت آموزش

ü    افزایش امکانات رفاهی معلم

ü    کاهش حجم جمعیت خانواده

ü    تشویق خانواده ها به همکاری بیشتر با مدرسه

ü    تشکیل کلاس های جبرانی در تابستان و ...

 ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rتحلیل راه حل ها

در هنگام تحلیل راه حل ها ، شیوه های سیستماتیک برای تجزیه و تحلیل هر یک از راه
حل های برشمرده به منظور تأمین اطلاعات بیشتر جهت تصمیم گیری و گزینش از میان راه حل ها به كار مي گيريم .

در مرحله راه حل یابی باید راه حل ها را لیست کرد سپس ضمن جمع آوری اطلاعات بیشتر راجع به راه حل ها باید به تحلیل منطقی آن ها پرداخت. مطلب مهم آن است که برنامه ریز نباید دنبال بهترین برنامه بلکه دنبال عملی ترین اقدام مطلوب باشد.

اولین اقدام در جریان تجزیه و تحلیل راه حل ها انتخاب ملاک های ارزشیابی راه حل هاست بدین معنی که بر اساس ملاک و شاخص های خاصی به تحلیل راه حل های مختلف بپردازیم که در این رابطه باید به ویژگی های دانش آموز و چگونگی اجرای راه حل ها توجه داشته باشیم

برنامه ریز باید بداند چه تغییراتی در رفتار دانش آموز می خواهد ایجاد کند و چگونه این تغییرات را باید ایجاد کند. در تجزیه و تحلیل هر راه حل می توان سئوالاتی از این قبیل را
مطرح كرد.

þ  آیا مشابه این راه حل (برنامه ) اجرا شده است یا نه ؟اگر اجرا شده چه کسی ( به وسیله چه کسی یا سازمانی ) ؟ کجا؟ چگونه ؟

þچه موقعیت هایی داشته است ؟ در رابطه با کدام دانش آموزموفق تر بوده است به تفاوت هاي فردي ( ترک ، فارس ، تیزهوش ، کم هوش ، فقير ، غني و ...) توجه مي كنيم .

þ  جنبه های قوت و ضعف برنامه در آموزش ، یادگیری دانش آموز چه چيزهايي و تا چد حد است؟ 

þ  اجرای این برنامه چه تأثیری روی برنامه های آموزشی موجود خواهد داشت و ....

برای مثال در تدریس الفبا در کلاس اول ابتدایی قبلاً از روش صوتی و در مواردی از روش
حرف آموزی و امروزه از روش ترکیبی استفاده می شود می توان سئوالات فوق را در مورد هر روش تدریس الفبا یا روش های دیگر مثل هجاآموزی ، عبارت آموزی ، جمله آموزی مطرح کرد.

در ارتباط با اجرای برنامه نیز باید به هزینه اجرای برنامه ، زمانی که طول می کشد تا برنامه اجرا شود و ملاک جامعه شناختی ، روان شناختی یعنی میزان مقبولیت بین دانش آموزان ، معلمان و اولیای دانش آموزان و جو عمومی جامع توجه داشت.

باید توجه داشت که در تحلیل راه حل ها نباید به خاطر یک اشکال جزئی برنامه را کنار گذاشت . از طرفی اول باید ملاک تغییراتی را که در دانش آموز ایجاد می شود  بررسی و سپس به بررسی
ملاک های اجرایی بپردازیم و در هر صورت هیچ وقت بدون تحلیل تصمیم گیری نکنیم.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rانتخاب بهترین راه حل

انتخاب بهترین راه حل را در فرایند برنامه ریزی آموزشی می توان بدین صورت تعریف کرد
« ترکیبی از ارزشیابی منطقی و قضاوت های خردمندانه و هنرمندانه به منظور انتخاب راه حلی که مطلوب ترین تأثیر را بر رفتار دانش آموز می گذارد و عملی ترین راه حل باشد و با کمترین
محدودیت ها روبرو و از بیشترین منابع سود جوید. »

انتخاب بهترین راه حل نیازمند عمیق ترین تفکرات و تأملات در کل گردونه برنامه ریزی است.

مضافاً این که برای انتخاب بهترین راه حل برنامه ریز بايد داراي قوه قضاوت قوی می باشد از آنجا که ممکن است تصمیم برنامه ریز و انتخاب بهترین

راه حل به وسیله مجریان برنامه نادیده انگاشته شود یا برای تجدیدنظر به او برگشت داده شود . و یا تجدید و تحریف گردد الزامی است که برنامه ریز در این مرحله از نظر مجریان برنامه کاملاً مطلع باشد و در صورت امکان آنان را در انتخاب بهترین راه حل برنامه مشارکت دهد ( البته براي مشارکت دادن مجریان در برنامه بايد آنان را در جریان کل مراحل گردونه برنامه ريزي قرار گردد.

مراحل انتخاب بهترین راه حل چگونه است ؟

1.حصول اطمینان از تام و تمام و صحیح بودن کلیه مراحل گردونه برنامه ريزي لازم است.

2.بعد از اطمینان از کامل بودن مراحل گردونه و جمع آوری کلیه اطلاعات مورد لزوم برنامه ریزی می بایست راه حل های مختلف برنامه را رتبه بندی کرده و اولویت هر کدام را با توجه به
ملاک های برنامه مشخص كرد.

3. در سومین مرحله ، برنامه ریز باید راه حل های رتبه بندی شده را با متخصصینی که مورد اعتماد علمی هستند بررسی نموده و صحت رتبه بندی راه حل ها را مورد ارزشیابی قرار دهد .

4.و بالاخره انتخاب بهترین راه حل است.

 قبل از اعلام بهترين راه حل برنامه ریز باید به سئوالات زیر پاسخ دهد.

ü    آیا در طی مراحل قبلی زمینه سازی منطقی و علمی ناخودآگاهی جهت گزینش راه حل خاص به عنوان بهترین راه حل اتفاق نیفتاده است ؟

ü    آیا واقعاً احساس می شود که با انتخاب این راه حل به هدف های مورد نظر می رسیم ؟

ü    آیا احتمالاً بهترین راه حل از طریق ترکیبی از چند راه حل به دست نمی آید ؟

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rگزینش هدف های اجرائی

پس از انتخاب بهترین راه حل باید آن را به نحوی منظم و منطقی آماده نمود و سپس اجرا کرد منظور از آماده نمودن راه حل برای اجرا این است که هدف های اجرائی یا عملی مربوط به هر سطح از برنامه باید تدوین شود. انجام این مرحله با توجه به هدف های قبلی امری کاملاً ساده است .

 

هدف های اجرایی اساساً هدفی است که شامل عوامل چهارگانه زیر باشد:

1.تعیین نتیجه مطلوب قابل حصول .

2.تعیین فرد یا افراد مجری .

3.تعیین فعالیت اصلی که باید اجرا شود.

4. تعیین زمان مشاهده نتیجه ی مطلوب .

نتیجه تدوین هدف های اجرائی یا عملی این است که نه تنها برنامه ریز بلکه همه ی کسانی که به نحوی در مراحل اجرا نقش دارند دقیقاً وظیفه خود را می دانند .

 هدف های عملی یا اجرایی همانند هدف هاي رفتاري در آموزش و پرورش تدوین می شوند.

تفاوت هدف رفتاری و هدف اجرائی این است که هدف رفتاری رفتار مطلوبي است كه بايد در دانش آموز ايجاد شود ، هدف اجرايي ، روش مطلوبی است که باید انجام دهند تا رفتار مطلوب در
دانش آموز ایجاد شود.

برای مثال هدف اجرایی در مهارت گفتاری نوشتاری در سطوح  دانش آموز ، معلم و مدیر به صورت های زیر است :

•        طی سال تحصیلی آتی معلم برنامه درسی ویژه ای را برای دانش آموزان تدارک خواهد دید که منجر به افزایش مهارت گفتاری نوشتاری در آنان شود.

•        در طی تابستان آتی مدیر جدولي تهیه خواهد کرد که در آن برای معلمین مواد آموزشی تسهیل كننده ي یادگیری مهارت گفتاری نوشتاری تعیین شده باشد.

لازم به یادآوری است که برای تدوین هدف های اجرائی باید به هدف های رفتاری توجه نمود و بر اساس آن هدف های اجرائی را نوشت ( تعیین کرد )

در تدوین هدف های اجرائی نکات زیر را باید رعایت نمود :

1.     مجریان را درباره ی راه حل ها و نتیجه با خود هم عقیده سازیم.

2.     مطمئن باشیم که ارتباطات لازم و کافی برای فهم و اجرای برنامه در داخل نظام آموزشی ایجاد می شود.

3.     در تدوین برنامه از اصطلاحات فنی و پیچیده کمتر استفاده کنیم.

4.     باید خود به آنچه در برنامه گنجانده ایم عمل کنیم.

5.     باید به مجریان علاوه بر مسئولیت اجرا اختیارات لازم را نیز بدهیم.

 ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rتعیین معیارهای ارزشیابی هدف ها ( ارزشیابی برنامه )

ارزشیابی (Evaluation) را کوشش مداوم و سازمان یافته یک مؤسسه آموزشی جهت بررسی ابعاد مختلف برنامه به منظور بهبود بخشیدن به آن ابعاد تعریف کرده اند . منظور ارزشیابی در اینجا جریانی است که اطلاعات مفید را جهت اتخاذ تصمیمات سنجیده در آموزش و پرورش فراهم می سازد.

نخستین سئوالی که برنامه ریز باید بدان پاسخ دهد این است که آیا هدف رفتاری دانش آموز تحقق یافته است؟

ارزشیابی نیز همانند هر فعالیت دیگری نیاز به برنامه ریزی دارد تا مؤثر واقع شود. اگر نتیجه ارزشیابی نشان دهد که هدف رفتاری دانش آموز تحقق یافته است هنوز کار برنامه ریز خاتمه یافته تلفی نمی شود بلکه اکنون وظیفه او این است که دریابد چگونه می توان با صرف نیرو و بودجه کمتری به همان هدف ها دست یافت .کار برنامه ریز بهبود برنامه اجرا شده است.

چنانچه هدف رفتاری دانش آموز تحقق نیافته باشد بايد اقداماتي انجام داد :

1)    ارزشياب برنامه ، ارزشيابي صحيح بدين منظور كه دريابيم آيا مديريت ، روش ، زمان ، بودجه عوامل انساني و ساير منابع ارزشياب صحيح بوده است ؟

2)    ارزشيابي « خود » هدف رفتاری ، بدین منظور که دریابیم آیا واقعاً تحت چنین شرایطی هدف رفتاری قابل حصول بوده است ؟

3) ارزشیابی « خود » هدف رفتاری ، بدین منظور که دریابیم آیا واقعاً تحت چنین شرایطی هدف رفتاری قابل حصول بوده است ؟

4) ارزشیابی هدف های اجرائی به منظور اینکه دریابیم آیا هدف های اجرائی تحت شرایط قید شده به درستی اجرا شده است یا نه ؟

اگر هدف های اجرائی به درستی انجام شده باشند ولی هدف رفت

رفتاری تحقق نیافته باشد کار دیگری که می توان انجام داد این است که :

•        کل مراحل گردونه را از مرحله تعیین هدف های کلی تا آخر مرحله به مرحله ارزشیابی کنیم .

اطلاعات حاصل از ارزشیابی باید پاسخگوی این سئوال باشد که آیا هدف رفتاری دانش آموز تحقق یافته است یا خیر ؟ این اطلاعات باید معتبر و قابل استناد باشند تحقق این امر نخستین اقدام ضروری انتخاب مناسب ترین مدل یا الگوی ارزشیابی است .

 برای انتخاب الگوی مناسب ارزشیابی باید به سئوالات زیر پاسخ دهیم.

1.آیا اطلاعات به دست آمده براي تصمیم گیران برنامه قابل اعتماد خواهد بود یا خیر ؟

2.آیا اطلاعات به دست آمده ارزش هزینه ها ، وقت و نیروی صرف شده را خواهند داشت؟

3.آیا اطلاعات به دست آمده در زمان مناسبی که مورد نیاز است به دست می آیند ؟

4.مدل ارزشیابی انتخاب شده امکان دستیابی به همه ی اطلاعات مورد نیاز کلیه افراد ذینفع را فراهم خواهد ساخت.

لازم به تذکر است که در حین ارزشیابی ، ارزشیاب باید متوجه این نکته باشد که امکان دارد رفتار تغییر یافته ( تحقق هدف رفتاری ) نتیجه برنامه مورد نظر ما نباشد بلکه تحت تأثیر عوامل دیگر باشد. از طرفی ارزشیاب باید متوجه باشد که منابع کافی برای ارزشیابی صحیح تخصیص داده شده باشد.

روی هم رفته هدف ارزشیابی بهبود و بالا بردن کیفیت برنامه است به دو صورت ارزشیابی مرحله ای (تکوینی ) که در حین اجرای برنامه صورت می گیرد و ارزشیابی پایانی که در انتهای برنامه صورت می گیرد انجام مي گردد .

مزیت ارزشیابی مرحله ای نسبت به پایانی این است که در هر مرحله می شود ایرادات برنامه را گرفت و به برنامه « بازخورد » داد و از اتلاف منابع پيشگيري كرد.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

rتغییر و بهبود نظام آموزشی

از آنجا که جریان آموزش و پرورش مداوم است طبیعتاًٌ برنامه ریزی آن نیز باید مداوم باشد. به ندرت فرصتی پیش می آید که برنامه های جدید طراحي شود . عمدتاً برنامه ریزان برنامه های قبلی را تغییر و بهبود می دهند. تغییر و بهبود برنامه نیز عبارت است از « جریان تغییر و بهبود آن قسمت از برنامه که ارزشیابی مشخص کرده است نياز به اصلاح دارد.» این تغییر و اصلاح ممکن است در
مرحله ی اول به نظر ساده آید ولی عملاً کاری مشکل است . مثلاً ممکن است چنین تلقی شود که اگر هدف رفتاری دانش آموز با به کار گیری شیوه ی اجرائی خاصی حاصل نشده است به سادگی روش اجرائی را تغییر خواهیم داد و یا اگر دریابیم که هدف رفتاری قابل حصول نیست به سادگی هدف رفتاری را اصلاح خواهیم کرد ولی غالباً این کار ممكن نيست ، منطق انسانی حکم می کند که برای تغییر یا اصلاح ضرروتی ندارد که کل سیستم را منهدم نمائیم و همه ی کارها را از صفر شروع کنیم بلکه باید نظام موجود را دستکاری کرده و راه اندازی کنیم به گونه ای که منجر به تخریب قسمت های دیگری از نظام آموزشي نگردد.

هنگامی که گزارش و نتایج ارزشیابی را در دست داریم با یکی از سه وضعیت زیر روبرو هستیم :

1)    اگر هدف رفتاری تحقق یافته باشد کار تغییر و بهبود برنامه عبارت خواهد بود از اصلاح هر چه بهتر آن ، یا یافتن راه حلی مناسب تر (با زمان و هزینه کمتر و ...)

2)    اگر هدف رفتاری دانش آموز تحقق نیافته باشد کار تغییر و بهبود برنامه عبارت خواهد بود از تجزیه و تحلیل کلیه مراحل گردونه باید تجزیه و تحلیل را از مرحله ی هدف های رفتاری و
اولویت ها شروع کنیم .

3)    اگر هدف های اجرائی برنامه کاملاً عملی شده باشند ولی هدف های رفتاری تحقق نیافته باشند اشکال مربوط به مراحل قبل برنامه است و تنها راه حل باقی مانده این است که کل نظام برنامه را بازسازی کنیم مگر این که با دقت مرحله یا مراحلی را که موجب اشکال شده اند شناسائی و اشکالات را برطرف نمائیم.

لازم به توضیح است که نباید موفقیت های اولیه برنامه ما را گمراه کند بلکه باید با ارزشیابی های پیاپی مطمئن شویم که برنامه به راستی می تواند هدف ها را به تحقق برساند.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نظام اطلاعات

نقش اطلاعات در برنامه ریزی

در هر مرحله گردونه « هسته » کار ما بر اساس« نظام اطلاعات » است از لحظه ای که جریان برنامه ریزی شروع می شود جمع آوری اطلاعات نیز شروع می شود . برنامه ریز باید درصدد طبقه بندی و نگهداری اطلاعات باشد تا به موقع خود و دیگران بتوانند به نحو مفیدی از آن استفاده کنند قبل از ارسال اطلاعات جهت بایگانی ، برنامه ریز باید به این بیندیشد که چه کسانی نیاز به این اطلاعات دارند ؟ و چه شکل طبقه بندی شوند تا براي استفاده کنندگان سهل الوصول باشد .

پاسخ به دو سئوال فوق ، برنامه ریز را در طبقه بندی و نگهداری اطلاعات راهنمايي مي كند. این طرح را می توان طرح « نظام اطلاعاتی » نامید و ملاک کارآیی این طرح این است که نظام اطلاعاتی تا چه حد در تأمین اطلاعات مفید جهت تصمیم گیری صحیح استفاده کنندگان مؤثر است و به کار می آید.

مهم ترین مسئله در برنامه ریزی ، اطلاعات صحیح و به موقع است .

تفاوت بانک اطلاعات و نظام اطلاعاتی این است که نوع و شیوه جمع آوری

اطلاعات متفاوت است اگر قرار باشد هر نهاد و مؤسسه ای تشکیلاتی به نام بانک اطلاعاتی تشکیل دهد و به اصطلاح هر مؤسسه ای خود یک سیستم آمارگیری داشته باشد آمارهای مختلفی ارائه می شود .

بهتر است در هر کشور تشکیلاتی به نام بانک اطلاعات تشکیل دهند که دستاوردهاي سیستم اطلاعاتی را جمع آوری و نگهداري كند و هر محققی خواست اطلاعاتی بگیرد بهترین منبع اش بانک اطلاعات باشد .در هر صورت نظام اطلاعاتی کوچک تر از بانک اطلاعات است.

امروزه در کشورهای پیشرفته از بانک اطلاعات به کمک کامپیوتر استفاده های بسیار زیادی در اموری چون طرح های تحقیقاتی ، تشخیص هویت و ... نمايند. در ایران از سال 1376
مؤسسه ای تحت همین عنوان شروع به کار کرده که عمدتاً در جنبه ی تحقیقات علمی و صنعتی فعالیت می کند.

نظام اطلاعاتی عبارت است از سیستمی که از آن طریق اجزای اطلاعاتی جمع آوری شده ، تجزیه و تحلیل و طبقه بندی شده و نگهداری می شوند.

اجزای اطلاعاتی می تواند راجع به هدف های کلی برنامه ، برنامه ریزی درسی ، کارکنان یا هر موضوع دیگری در برنامه باشد نخسیتن اقدام در ایجاد یک نظام اطلاعاتی این است بدانیم چه اطلاعاتی مفید و ارزش جمع آوری را دارد و این که این اطلاعات برای چه اموری قابل استفاده بوده است ؟ اگر به این سئوال به موقع پاسخ داده شود از زحمت جمع آوری و طبقه بندی بسیاری از اطلاعات نامربوط و غیرمفید خواهیم کاست و قفسه ها و فایل های بی خود حجیم نخواهد شد و
هزینه ای نیز در این رابطه مصرف نشده است.

اقدام بعدی این است که چه نوع تصمیماتی از اطلاعات جمع آوری شده اتخاذ می شود تصمیمات را به دو نوع می توان تقسیم کرد :

الف ) تصمیمات آتی

ب ) تصمیمات غامض و پیچیده

تصمیمات آتی احتیاج به تأمل و تفکر و تجزیه و تحلیل اطلاعات ندارد مانند این که بر اساس تعداد زیاد ثبت کنندگان در کلاس اول ، مدیر آن ها را به دو شعبه تقسیم می کند ولی اطلاعات راجع به تصمیمات غامض و پیچیده باید خیلی دقیق جمع آوری و بررسی شود. مانند بررسی علل
 افت تحصیلی و چگونگی برخورد با این پدیده و یا علل عدم گرایش دانش آموزان به رشته های
علوم انسانی در مقطع دبیرستان .

به عنوان یک اصل کلی موقعیت استفاده کنندگان اطلاعاتی برای تصمیم گیری تعیین کننده چگونگی و نوع اطلاعاتی است که لازم است بايگاني گردد .اطلاعاتی که یک مدیر کل نیازمند است خیلی کلی تر از اطلاعاتی است که یک مدیر مدرسه نیازمند است فرضاً یک مدیرکل باید درآمد سرانه خانوارها را در سطح یک استان بداند ولی یک مدیر اطلاعات جزئی راجع به خانواده های دانش آموزان دبیرستان و چگونگی مشاغل آن ها نياز دارد و یک معلم این اطلاعات را خیلی دقیق تر راجع به هر يك از دانش آموزان کلاسش باید داشته باشد.

به طورکلی یک برنامه ریزی صحیح بدون داشتن اطلاعات دقیق و قدرت استنباط و استنتاج از این اطلاعات میسر نیست . در تهیه اطلاعات برنامه ریز باید به نکات زیر توجه کند.

الف) نوع اطلاعات و این که آیا ارزش نگهداری را دارند یا نه مشخص کند.

ب ) چگونگی نگهداری اطلاعات را بداند.

ج ) منابع اطلاعات و این که چه اطلاعاتی را از کجا به دست آورد معین کند.

د) موارد استفاده از اطلاعات جمع آوری شده را بداند.

ه) چگونگی دستیابی سریع و به موقع از این اطلاعات را بداند( چگونگی طبقه بندی کند تا بهتر بازیابی کند.)

 ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰