X
تبلیغات
محمد ابراهیم واعظی

محمد ابراهیم واعظی
 
شعر.سفرنامه.مقاله.عکس. دیدگاه

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

پایتخت فرهنگی بدون ملزومات فرهنگی

شیراز به عنوان داعیه دار پایتخت فرهنگی کشور علی رغم وجود پتانسیل ها و توانمندی های فراوان فرهنگی و هنری در زمینه های مختلف انسانی و نرم افزاری فاقد زیر ساخت ها و مؤلفه های لازم سخت افزاری و فیزیکی برای اثبات این ادعاست. تعداد اندک سالن های سینما ، کتابخانه ها ، فرهنگسراها ، نمایشگاه ها و مراکز مهمی چون خانه هنرمندان ، خانه مطبوعات و ... و حتی نداشتن مقبره ی الشعرا و ... ادعای پایتخت فرهنگی کشور بودن را مشکل می کند.

هر چند وجود میراث فرهنگی گرانبها و حضور تعداد کثیری از رجال ادبی و هنری معاصر کشور در این خطه باعث مقبولیت این طرح در بین مجامع فرهنگی شده است اما ایجاد مراکز فرهنگی و هنری و تأسیسات مورد نیاز برای رشد و شکوفایی این گونه فعالیت ها از ضروریات تحقق این شعار است . شهرداری شیراز به عنوان متولی اصلی این داعیه بایستی رسالت بیشتری برای خود قائل شده و در زمینه ایجاد فضاهای فرهنگی و هنری تا رسیدن به استانداردهای لازم همت بیشتری مبذول دارد.

برای مثال شیراز با دارا بودن 5 روزنامه محلی و فعالیت گسترده مطبوعاتی در رسانه های کشوری فعال ترین استان کشور ( پس از تهران ) در عرصه مطبوعات است . اما به دلیل پراکندگی نمایندگی ها و دفاتر روزنامه ها و توزیع نامناسب کیوسک های مطبوعاتی در سطح شهر امکان دسترسی مناسب مخاطبین به نشریات میسر نیست . این موضوع اطلاع از تنوع و گستردگی مطبوعات کشور را برای شهروندان شیرازی ناممکن کرده است .

این در حالی است که در برخی از استان های کشور که حتی فاقد روزنامه محلی می باشند شهرداری با ایجاد نمایشگاه و فروشگاه دائمی مطبوعات گام مناسبی در رفع مشکل توزیع جراید و ایجاد فرهنگ عمومی ارتباط با
رسانه های مکتوب برداشته است .

شهرداری همه ساله طرح ساخت فرهنگسراهای مختلفی را در مناطق شهری به اجرا می گذارد . این فرهنگسراها می توانند با گرایش های موضوعی علاوه بر ارائه خدمات به عموم مردم دارای کاربری های ویژه و دارنده متولی خاص باشند که اداره آن را به عهده گرفته و خدمات تخصصی و موضوعی نیز به معاونت فرهنگی شهرداری ارائه نمایند.

ایجاد فرهنگسرا و نمایشگاه دائمی مطبوعات در شیراز با قابلیت دارا بودن سالن عمومی نمایشگاه مطبوعات و تفکیک غرفه های روزنامه های محلی  و نشریات کشوری می تواند دارای انبار توزیع جراید و اتاق کنفرانس خبری برای انجام مصاحبه های مطبوعاتی مسئولین با خبرنگاران و سالن نگارخانه برای برگزاری نمایشگاه های عکس و آثار ادبی و هنری با زمینه های خبری و اطلاع رسانی و کلاس های ویژه برای ارائه آموزش های مرتبط با روزنامه نگاری و ارتباطات عمومی و کتابخانه تخصصی رسانه ای برای استفاده از عموم مردم باشد.

قطعاً ایجاد فرهنگسرایی با گرایش مطبوعات علاوه بر رفع نیاز اهالی مطبوعات در فرهنگ سازی و ایجاد گرایش مردم به رسانه های مکتوب و گسترش ارتباطات و اطلاع رسانی بهینه در زمینه فعالیت های عمرانی ، اجتماعی و فرهنگی شهرداری و شورای شهر نیز مؤثر است.

ایجاد این مرکز بسیاری از سفرهای غیرضروری درون شهری را از بین می برد و تعداد زیادی موتور سوار ، موزع و کیوسک دار که اکنون برای دریافت و توزیع روزنامه مجبور به جایجایی در سطح شهر می باشند  را متمرکز کرده و در توزیع جراید ساماندهی در خور پایتخت فرهنگی کشور ایجاد می کند.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

میراث گذشتگان یا ارمغان به آینده گان 

برخی شیراز را شهر امام زاده ها هم می گویند . وجود بقاع متبرک ده ها امامزاده شهید که حاصل جنگی نابرابر بین فرزندان و نوادگان امام موسی کاظم (ع) و سپاهیان مأمون در این منطقه بوده است باعث شده .   اگر از فراز بر شیراز بنگرید ده ها بقعه و گنبد و گلدسته چون نگین هایی درخشان در جای جای شهر   ببینید.

چشم نوازتر از همه گنبد و بارگاه حضرت شاهچراغ(ع) و آستانه سیدعلاء الدین حسین (ع) است که مورد ارادت خاص و عام و ماوای همیشگی عاشقان اهل بیت (س) از گوشه و کنار کشور است . اما کاش این جلوه بصری و بهره معنوی که زائرین از زیارت می یافتند با دیدن مناظر اطراف بارگاه از بین نمی رفت و آن ها را مشمئز نمی کرد.

گذشته از خیابان های تنگ ، ترافیک شدید ، سیل دست فروش و هجوم متکدیانی که معضل همه زیارتگاه های ایران است  بافت محله های قدیمی اطراف حرم و سکونت مهاجرین به ویژه افاغنه در خانه های کوچک و ارزان قیمت باعث شده است باندهای توزیع مواد مخدر ، الکل ، فیلم های مستهجن و خانه های فساد در این منطقه شکل بگیرند و امنیت را مختل کنند.

در سال 1374 شهردار وقت برای حل معضلات فرهنگی و اجتماعی این منطقه و حفظ شأن و حرمت این اماکن مقدسه اقدام به اجرای طرحی نمود که به بین الحرمین معروف است. بر اساس این طرح خانه های قدیمی حد فاصل دو حرم شریف شاهچراغ(ع) و سیدعلاءالدین(ع) خریداری و تخریب شد و معبری به طول بیش از یک کیلومتر و عرض بیش از یکصدمتر آزاد و آماده اجرای طرح با معماری اسلامی  با هدف احیاء بافت فرهنگی تاریخی و مذهبی منطقه گردید طی 8 سال گذشته با وجود افتتاح چندین باره ی این پروژه توسط مسئولین محلی و کشوری هنوز هیچ اقدام جدی و عملی برای ساماندهی این معبر صورت نگرفته است تخریب خانه های این منطقه موجب از هم گسیختگی فرهنگی منطقه گردیده است . شیرازیان اصیل اطراف حرم پراکنده شدند و جای خود را به مهاجرین افغانی و حاشیه نشینان دادند که اکنون در مرکز شهر جای دنجی برای اقامت یافته بودند.

از سوی دیگر این معبر به جولانگاه دست فروشانی تبدیل شد که اموال اسقاطی و دست دوم و بعضاً مسروقه را در « بازار شیطان » آن عرضه می کنند معضلات و مشکلات ناشی از تخریب های وسیع و متوقف شدن پروژه های اجرایی و گودبرداری های انجام شده و رها کردن زباله در خرابه های به جا مانده باعث شده آب های سطحی و زیرزمینی دفع نگردد و مشکلات زیست محیطی و بهداشتی منطقه را تهدید کند.

اکنون شیوع انواع بیماری های واگیردار در بین ساکنین فقیر منطقه . بهداشت شیراز را مورد تهدید جدی قرار داده است.

جلوه ناخوشایندی که این معضلات برای این مکان  سیاحتی و زیارتی ایجاد کرده است ایجاب می کند مسئولین اهتمام جدی بر رفع نابسامانی های موجود داشته باشند . اما شورای شهر و شهردار شیراز معتقدند طرح بین الحرمین بدون انجام مطالعات اولیه  و برنامه مدون صورت گرفته و اعتباری برای آن لحاظ نشده است . این در حالی است که شهردار جدید اقدام به اجرای طرح های دیگری در محدوده مجموعه کریم خان زند نموده و با تملک ساختمان های اطراف مجموعه ، در حال تخریب آن ها برای احیای مجموعه زندیه است. مشابه چنین برنامه ای در اطراف آرامگاه سعدی و حافظ نیز در دست اجرا است. هر چند تمام این طرح ها در جای خود ارزشمند و لازمه رسیدن به شاخصه های لازم برای احیاء پایتخت فرهنگی ایران است اما رعایت اولویت ها با توجه به محدودیت منابع و اعتبارات ضروری است . 

به بیان دیگر آیا توسعه بناهایی نظیر زندیه و چهارباغ حافظیه و سعدی و ... که میراث گذشتگان است در اولویت است یا ایجاد بناهایی با معماری ایرانی و اسلامی نظیر طرح بین الحرمین که می تواند علاوه بر حل معضلات مردم میراث گرانبهایی از نظام جمهوری اسلامی برای آیندگان باشد.

   آیا زیبنده است که پس از 25 سال عمر پربرکت انقلاب اسلامی که در همه زمینه های فرهنگی اقتصادی و اجتماعی تحولات ارزنده ای صورت داده است در اغلب شهرهای ایران هیچ بنای ماندگاری که نشانگر هویت فرهنگی ، معماری و تاریخی  دوره جمهوری اسلامی باشد برای نسل های آینده  وجود نداشته باشد؟


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

بابا water داد

چند روز پیش یکی از روزنامه های محلی شیراز با این تیتر از قول یکی از مسئولین وزارت آموزش و پرورش خبر داده بود که از سال آینده زبان انگلیسی در مقطع دبستان از کلاس اول ابتدایی آموزش داده خواهد شد. این اقدام از گرایش روز افزون جوامع مختلف جهانی به آموزش زبان انگلیسی نشأت گرفته است .

زبان انگلیسی ضمن این که پرکاربردترین زبان در تاریخ است ، زبان علم ، تکنولوژی ، دیپلماسی ، تجارب بین المللی و بازرگانی هم محسوب می شود. نیمی از تجارت اروپا به زبان انگلیسی انجام می شود و بیش از 66 درصد دانشمندان دنیا به زبان انگلیسی مطالعه می کنند . به علاوه هشتاد درصد اطلاعات ذخیره شده الکترونیکی به زبان انگلیسی است . حتی کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که یک سوم انسان ها به زبان انگلیسی سخن می گویند و یا به نوعی آن را می فهمند این نیاز موجب گردیده است از سالیانی دور آموزش زبان انگلیسی به عنوان یکی از دروس اصلی مدارس راهنمایی و دبیرستان در نظام آموزشی ما گنجانده گردد . اما تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد وجود این درس در برنامه آموزشی دانش آموزان نتوانسته است بازده مناسبی در فراگیری زبان انگلیسی به صورت کارآمد داشته باشد.

احساس ضرورت و نیاز روزافزون جامعه ، خانواده ها را به سوی مراکز آموزش زبان خارج از سیستم رسمی آموزش و پرورش سوق داده است به گونه ای که آموزشگاه ها و کانون های زبان انگلیسی در سراسر کشور بازار خوبی برای پاسخگویی به این نیاز شده اند.

فارغ التحصیلان آموزشگاه های زبان هر چند نسبت به دیپلمه های مدارس از سطح آموزشی و کاربردی مطلوب تری برخوردارند اما عدم وجود استانداردهای فنی و محتوایی و تفاوت شیوه ها و روش های تدریس موجب گردیده است در مقایسه با هزینه و زمان صرف شده دارای بازده کم و نامطلوب ارزیابی گردند. اخیراً در برخی از نقاط کشور تعداد محدودی مدارس دو زبانه شکل گرفته است در این مدارس از مقطع آمادگی به دانش آموزان همزمان با آموزش زبان مادری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم ارائه می گردد.

با این حال برخی از کارشناسان آموزش و پرورش که اصل « حفاظت فرهنگی را سرلوحه کار خود قرار داده اند با رویکردی کاملاً مخالف با موضوع آموزش زبان انگلیسی از دوران کودکی روبرو می شوند . آن ها معتقدند زبان ، فرهنگ خودش را همراه می آورد و آموزش زبان انگلیسی پیش از شکل گیری شخصیت و فرهنگ اجتماعی ملی و بومی خطرات تهاجمی فرهنگ غرب را افزایش می دهد. آن ها به نگرانی جوامع مهاجر به کشورهای انگلیسی زبان اشاره می کنند و می گویند هویت فرهنگی پناهجویان به سرعت رنگ می بازد و کودکان مهاجر همراه با آموزش انگلیسی استحاله فرهنگی می شوند.

تحقیقات نشان می دهد سابق بر این چهار نسل طول می کشید تا یک خانواده پناهنده از زبان اول به زبان انگلیسی انتقال یابد اما اکنون این کار در یک نسل اتفاق می افتد.

اکنون در جوامع غربی والدین و کودکان زیادی هستند که زبان مشترک گفتاری ندارند و با فرهنگ ملی و بومی خود به طور کامل قطع ارتباط کرده اند.

سیاست آمریکا و اروپا در گسترش زبان انگلیسی همراه با انتقال دیدگاه های سیاسی و فرهنگی نیز اشاراتی دیگر است که نگرانی های دست اندرکاران آموزش و پرورش را تشدید می کند.

با این وجود همه کارشناسان اذعان دارند همانگونه که چند قرن پیش زبان عربی زبان علمی و مسلط دنیا بود و دانشمندان و بازرگانان ایران و جهان برای حضور در عرصه های علمی و تجاری نیاز به فراگیری عربی داشتند امروزه نیزدر عرصه ارتباطات در دهکده جهانی همه مردم برای حضور بالنده و مؤثر در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و علمی نیاز به فراگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم دارند . آن ها یادآوری می کنند زبان ، کاربردی دوگانه دارد انتقال ارزش ها و فرهنگ اسلامی به سایر جوامع نیز تنها از رهگذر آموزش عمومی زبان انگلیسی میسر خواهد بود.

    به نظر می رسد نگرانی های فرهنگی و ارزشی نظام تعلیم و تربیت از آشنایی فراگیران با زبان بیگانه و تأثیرپذیری فرهنگی آنان را می توان با تدوین محتوای مناسب و تهیه کتب آموزشی با محتوای بومی و ملی کاهش داد. تشکیل گروه های کاری تخصصی در بررسی کتب درسی و بازنویسی دروسی نظیر ریاضی و علوم به زبان انگلیسی می تواند کاربرد علمی زبان انگلیسی در جامعه را افزایش داده و اثرات منفی استفاده از منابع و محتوای کتب تدوین شده خارجی را کاهش دهد.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

 

آموزش مجازی درگیر حرکت های موازی

آموزش مجازی نوعی آموزش از راه دور است که در آن تکنولوژی وب و اینترنت برای آموزش و ارزشیابی دانشجو به کار می رود . برای این نوع آموزش محدودیت زمانی و مکانی وجود ندارد و دانشجو می تواند بر حسب تمایل ، زمان و واحدهای درسی خود را انتخاب کند. هم چنین نیازی نیست تا تعداد دانشجویان به حد نصاب برسد یا واحدها محدودیتی داشته باشد.

در این نوع آموزش با تعداد محدودی استاد می توان فراگیران بسیاری را پوشش داد . علاوه بر این انتقال الکترونیک متون درسی به صورت فایل های متنی از چاپ کاغذ با صرفه تر است و هزینه های دانشگاهی از قبیل ایاب و ذهاب ، اقامت ، فضای آموزشی و تجهیزات فیزیکی مورد نیاز به نحو چشمگیری کاهش می یابد.

امروزه صدها دانشگاه معتبر در سراسر دنیا دروس و رشته های دانشگاهی خود را از طرق اینترنت ارائه می دهند رشته ها و دروس ارائه شده در این روش بسیار متنوع و زیاد هستند. تکنیک های مختلف نظیر منتشر کردن متون ، فایل های صوتی و تصویری ، جلسات تدریس ، اسلایدها و نمودارها ، اتاق های چت و کنفرانس ، استفاده از شبکه آموزش رادیویی و تلویزیونی به روی اینترنت در این روش مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر این استفاده و دسترسی بهتر به کتابخانه ها و نتایج آموزشی و امکان جستجوی سریع در حین مطالعه دروس بدون نیاز به ترک محل مطالعه و صرف وقت به کیفیت این شکل از تحصیل می افزاید.

آموزش از طریق اینترنت سابقه طولانی ندارد ولی امروزه به عنوان قوی ترین روش آموزشی مطرح شده است و در سراسر جهان دانشگاه های معتبر اقدام به پذیرش دانشجوی مجازی نموده اند . کشورهایی نظیر هند  و تایوان در آسیا ، انگلیس ، کانادا و استرالیا در سایر قاره ها پیشرو آموزش مجازی می باشند.

در ایران نیز اکثر دانشگاه ها ، حوزه علمیه قم ، وزارت آموزش و پرورش و ... به دنبال دستیابی به امکان آموزش مجازی هستند. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد دانشگاه ها در مرحله مطالعه و برنامه ریزی و تولید محتوا
می باشند ، حوزه علمیه قم اولین مدرسه علوم دینی الکترونیک را به نام تبیان در اواخر آبان ماه 82 به صورت ابتدایی راه اندازی نموده و وزارت آموزش و پرورش در تأمین سخت افزارهای لازم قدم های بلندی برداشته است.

از آنجا که تهیه سخت افزار و تأمین سرورهای (server) مورد نیاز و خرید نرم افزارهای آموزش مجازی و تولید محتوای الکترونیکی هزینه های هنگفتی به نظام آموزشی فقیر ما تحمیل می کند. اجرای موازی و  نا هماهنگ آموزش مجازی با توجه به قابلیت سرویس دهی میلیون نفری هر یک از سایت های ایجاد شده جز هدردهی منابع مادی و توان انسانی سازمان ها  نتیجه ای در پی ندارد.

ضروری است با توجه به سرعت تحولات جهانی در آموزش مجازی E-lerning مدیریت واحد و هدفمندی متولی طراحی و اجرای نظام آموزش مجازی کشور گردد . چرا که هر ماه تأخیر در دستیابی به این تکنولوژی موجب عقب افتادگی سالانه از دانش روز دنیا خواهد شد.

بر اساس طرح بکفا که از سال 1381 توسط دولت جمهوری اسلامی به اجرا در آمده است ضمن تأکید بر رشد و توسعه روزافزون علوم و فناوری اطلاعات و همگامی کشور با تحولات جهانی ، فارس به عنوان استان پیشگام در بحث آموزش مجازی انتخاب گردیده و به مسئولین استان مأموریت داده شده است تا گام های بزرگتری بردارند. در همین راستا استانداری فارس ، دانشگاه شیراز و سازمان آموزش و پرورش تلاش گسترده ای در زمینه آموزش الکترونیکی داشته اند .

جا دارد سایر دانشگاه ها و وزارت آموزش و پرورش با توجه به توانمندی های انسانی و تخصصی این استان و مطرح شدن آن به عنوان قطب الکترونیک و تنها منطقه آزاد الکترونیک کشور ، تولیت فارس در آموزش مجازی را بپذیرند و برای تحقق سریعتر دستیابی به این روش آموزشی ضمن هماهنگی تمامی فعالیت ها ، امکانات و اعتبارات خود را بدین سو گسیل کنند.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

                                              شک و ظن

وقتی عتاب می کنی ، حالم خراب می شود

                                 در برزخ بیم  و امید  روحم عذاب می شود         

  من در کنار آتشم ، آتشفشانی سرکشم

                               از شک و ظن و قیل و قال عشقم مذاب می شود


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

عباس معنی عشق 

زمزمه زوار ، شور و حال ، اشک های روان ، رواق ها و ضریح ، نماز و دعا و توسل ، زرق و برق و تلوتلو چراغ و آینه ، این نور سبز از پشت مشبک های ضریح ، بوی خوش و آشنا ، نوحه اشک و ماتم ، ازدحام و همهمه ....

همه شهدای کربلا دور شمع وجود مولایشان جمعند ، اما چرا عباس جدا افتاده است .

می گفتند بین الحرمین به اندازه فاصله صفا و مروه است ، هاجر هم برای طفل خردسالش در سعی آب بود و ناامید برگشت . اما عباس برنگشت . حتی از برادر خواست او را به خیمه نبرد از روی طفلان اهل بیت خجالت می کشید ....

عباس (ع) در همین اطراف پراکنده است اگر دیگر شهدا یک قبر دارند ابوالفضل چند مقبره دارد دست هایش هر کدام گوشه ای افتاده است و بدن مطهرش اینجا رو برویم است . شاید نمی شد این جنازه پاره پاره به دست عدو را جمع کنند . شاید خواسته اند تخم وفا را در همه جا بکارند تا شیعه رسم وفا بیاموزد و حتی حافظ هم باور کند « که آری ز خوب رویان هم رسم وفاداری می آید به شرط آن که عاشق ولایت باشد » ...

به راستی در سوگ نامه ی عظیم نینوا حماسه ی سقای کربلا زیباترین است.

عباس یعنی عشق یعنی پاک بازی

عباس یعنی یک نیستان تکنوازی

جوشیدن بحر وفا معنای عباس

وقتی که اقیانوس را در مشک می ریخت

از چشمه چشمان دریا اشک می ریخت

در آرزوی نوش یکه جرعه از آن لب

جان فرات تشنه آتش بود از تب 1

ای کاش می گذاشتند به زیارت سردابی که قبر مطهر ماه بنی هاشم در آن قرار دارد می رفتیم همانجا که چشمه آبی جوشیده است و عباس را در برگرفته است . گویا فرات که در حسرت لب های تفتیده عباس مانده بود طاقت از کف می دهد و سال هاست به صورت چشمه جوشانی بدن متبرک او را در برگرفته و سیرابش می کند.

دلم گرفته است صدای خوش الحانی می آید مداح زبان حال امام حسین (ع) را از دفتر حافظ زمزمه می کند.

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گذار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کاینات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد ...

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

بسمع پادشه کامگار ما نرسد .

--------------------------------------------------------------------

1)گزیده ای از اشعار خلیل شفیعی


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

 مسجد را باور کنیم

آخرین بار هشت سال پیش دور هم جمع شده بودیم ، به جز دیدارهای پراکنده و اتفاقی ، هیچ فرصتی برای جمع شدن دوباره دست نداده بود. و امروز پس از دو سه ماهی قرار گذاشتن و تماس گرفتن ، چهل نفر از بچه های قدیمی مسجد گرد هم آمده بودیم تا ضمن شرکت در جشن میلاد آقا امام زمان (عج) دوستی ها را تازه کنیم. سابقه این
دوستی ها به بیش از 20 سال پیش باز می گشت زمانی که در سنین دبیرستان بودیم و به عشق بسیج و پایگاه مقاومت گرد هم آمده و این مسجد را ماوای خود کرده بودیم.

دوستان سلیقه به خرج داده بودند و در میان آذین بندی شبستان ، عکس دوستان شهید و اصحاب گذشته مسجد را چیده بودند.

این فضا همه ما را به دهه اول انقلاب و سال های 59 و 60 برد دوباره نوجوان شدیم و سرزندگی و شادی و شوخ طبعی به رگ و پوستمان دوید . خاطرات گشت های شبانه در کوچه پس کوچه های محل ، درگیری با اشرار و ضد انقلاب ، اعزام های دسته جمعی و شرکت در عملیات ، برپایی چادرهای نمایشگاهی و فعالیت های فرهنگی ، کلاس های آموزشی و تشکیل تیم های مطالعاتی در کتابخانه کوچک ، اما مؤثر مسجد همراه با بدایع و شیرین کاری های دوران نوجوانی یکی یکی بر زبان ها جاری شد و در موجی از خنده و نشاط ، به دل ها نشست . همگی سن و سال و جایگاه امروز خود را فراموش کرده بودیم . شهردار یا رئیس دانشگاه ، دکتر یا مدیر کل ، عضو ارشد فلان نهاد و ارگان یا معلم و کارمند ، حالا دوباره یک نوجوان بسیجی شده بودیم با همان خلق و خوی پاک و متواضع و بذله گو ، چهره ها دوباره نورانی شده و برق نگاه ها پر از صلابت و ایمان بود. همگی اذعان داشتیم که هر چه داریم از برکت مسجد است ، اگر در کشمکش جریان های التقاطی و امواج متلاطم سیاسی به انحراف نرفتیم . اگر امروز جانبازیم و به دوستی با شهداء افتخار می کنیم و امید به شفاعت آن ها داریم اگر به جبهه و جنگ رو آوردیم ، اگر وارد سپاه ، جهاد یا آموزش و پرورش شدیم ، اگر به مطالعه و تحقیق و درس و بحث و دانشگاه کشیده شدیم و اگر امروز این هستیم که هستیم همه حاصل تأثیر پذیری از مسجد بود و اثری که همانند سازی با یکدیگر در سنین نوجوانی داشت در واقع مسجد سنگ نشانی بود که راه را گم نکنیم.

در پایان وقتی به خود بازگشتیم در نگاه هایمان تأسف بود و شرمساری ، که چرا زندگی روزمره و گرفتاری های شغلی ما را از ولی نعمت خود « مسجد » دور کرده است و با هم عهد کردیم دوباره با مسجد مأنوس شویم و از ماه رمضان فرزندانمان را نیز همراه بیاوریم .

پسرانی که امروز در سن و سال آن روز ما هستند و چون ما  به معنویت و هدایت مسجد به شدت نیازمندند.

فرزندانی که اگر امروز آن ها را با مسجد بیمه نکنیم فردا توان درمان دردهایشان را نخواهیم داشت .

فرزندانی که اگر امروز هویت خود را از مسجد و تعالیم آن نگیرند فردا در جنگ نابرابر رسانه ها توان ایستادن نخواهند داشت .

و فرزندانی که اگر امروز صحابی مسجد شدند فردا اصحاب هیچ حزب و سایت و پایگاه منحرفی نخواهند شد.

بیایید در این ماه رمضان « مسجد » را دوباره باور کنیم باشد که خداوند نعمت هدایت خود را به برکت مسجد به ما و فرزندانمان اعطاء فرماید.

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

انقلاب از ۳ منظر

در جمع خانوادگی که 3 نسل متفاوت حضور داشتند عروس جوان که از گرانی شهریه دانشگاه آزاد دل پری داشت بحث را به انقلاب و مقایسه آن با زمان شاه کشاند و گفت : می گویند پیکان 25 هزار تومان بوده است و قیمت یک خانه 300 هزار تومان و مرغ و گوشت و تخم مرغ فلان قیمت.

پدر بزرگ بازنشسته پرسید می دانی حقوق یک کارمند و یا درآمد یک خانواده چقدر بوده است و ادامه داد من آن زمان کارمند بهداری بودم و ماهیانه 150 تومان حقوق می گرفتم . پسر 11 ساله ام با تعجب پرسید 150تا یک تومانی و او ضمن تأئید ادامه داد با حقوق آن زمان اگر 15 سال هیچ خرجی نمی کردم و همه درآمدم را پس انداز می کردم
می توانستم یک پیکان بخرم اما حقوق امروز پدر تو هزار برابر شده است در حالی که همان پیکان 250 برابر شده است . او گفت این موضوع در مورد خانه و گوشت و مرغ و هر کالای دیگری نیز صدق می کند.

پدربزرگ معتقد بود آن زمان قدرت خرید مردم بسیار پایین تر از الان بود او گفت انقلاب سطح درآمد مردم را بالا برد اما سطح انتظارات و توقعات مردم را خیلی بالاتر برده است .

مادربزرگ گفت : آن زمان من معلم بودم و برای تدریس به روستا می رفتم . آن روستا با وجود آن که فقط چند کیلومتر با شهر فاصله داشت از جاده یا هر نعمت دیگری نظیر برق  و ... محروم بود . او گفت : مردم روستا به سختی زندگی می کردند و همه درآمد حاصل از کشاورزی آن ها را خان به تاراج می برد.

پدر خانواده گفت : اصلاً آن دوران با امروز قابل مقایسه نیست . تحولی که در همه ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی اتفاق افتاده است غیر قابل انکار است پیشرفت های علمی و اقتصادی این کشور حاصل آن انقلاب مردمی است .

پسر خانواده که دانشجوی سال آخر دامپزشکی بود گفت : به هر حال 25 سال گذشته است اگر نظام شاهی هم برقرار بود دست روی دست نمی گذاشت حتماً در این 25 سال وضع متفاوت شده بود.

داماد خانواده گفت : اصلاً انقلاب برای تحول اقتصادی صورت نگرفت در هیچ یک از شعارهای مردم یا خواسته های اجتماعی آن زمان شعار معیشتی دیده نمی شود. وی گفت : بی انصافی است اگر دست آوردهای انقلاب را صرفاًٌ در عملکرد اقتصادی آن جستجو کنیم.

دختر دبیرستانی خانواده معتقد بود این شبهه را خود مسئولین با نوع گزارش هایی که هر سال به مردم می دهند ایجاد کرده اند . وی گفت : نوع اخبار و ارائه آمارها این گونه القاء می کند که توسعه طرح های عمرانی و اقتصادی نسبت به قبل از انقلاب تنها دستاورد انقلاب بوده است.

مادر خانواده که زن تحصیل کرده ای است گفت : امروز بعد از ربع قرن گذشت انقلاب بسیاری از دستاوردهای انقلاب حتی در زمینه اقتصادی و عمرانی قابل قیاس با گذشته نیست برخی از این اقدامات نظیر توسعه های مخابراتی و الکترونیکی حاصل رشد تکنولوژی در جهان امروز است که در آن زمان اصلاً وجود نداشته است .

من که تا آن زمان ساکت بودم و از این بحث خانوادگی لذت می بردم گفتم : شاید بهتر است در گزارش عملکردها به جای مقایسه امروز با اول انقلاب به مقایسه جایگاه ایران در جامعه جهانی آن روز با امروز بر اساس نرم ها و استانداردهای بین المللی بپردازیم شاید مقایسه رتبه و جایگاه ایران در اوج ظهور و بروز سلطنت پهلوی یعنی آخر سال 57 با جایگاه امروزمان در زمینه های مختلف علمی ، اجتماعی و اقتصادی و مقایسه آن با سایر کشورها گویاتر باشد.

مثلاًٌ بگوئیم در زمینه سواد جامعه ، سطح تحصیلات و به خصوص درصد حضور زنان و دختران در مجامع دانشگاهی چه رتبه ای داشته ایم و امروز کجا هستیم.

یا در مورد بهداشت و درمان ، دسترسی مردم به امکانات پزشکی و بیمارستانی ، واکسیناسیون ، بهداشت عمومی میزان امید به زندگی و ... چه تحولی در کشور اتفاق افتاده و دربین کشورهای منطقه چه جایگاهی داریم.

در زمینه ارتباطات و مخابرات جایگاه ما در جهان کجا بوده و اکنون چند پله بالاتر یا پایین تر از میانگین جهانی هستیم .

در تولید محصولات کشاورزی و صنعتی چه رتبه ای داشته ایم و امروز چه رتبه ای داریم و ...

هر چند من هم معتقدم محدود کردن دستاوردهای انقلاب در محدوده اقتصادی و عمرانی جفا به انقلاب و اهداف بلند مردم ، شهداء و امام راحل است.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

 

در وصف هواپیمایی ماهان

 در صندلی هواپیما که فرو می روم نفسی به راحتی می کشم احساس می کنم همه دغدغه ها و اضطراب ها پایان یافته است ساعت 4 صبح است بسیار خسته ام و دلم می خواهد بخوابم.

ردیف دوم کنار پنجره نشسته ام هنوز مسافرگیری هواپیما پایان نیافته است . مسافران بدون توجه به شماره ردیف خود هر جا دوست داشته اند نشسته اند . همین امر باعث به هم ریختن نظم هواپیما شده است .

در همین ابتدا برخی از همسفران که بر روی صندلی های عقب نشسته بودند از بوی بد دستشویی و بی نظمی موجود شروع به گله و شکایت کردند می گفتند : مثل ترانسپورت شمس الاماره است فقط جای مرغ و خروس در هواپیما خالی است .  هواپیمای ماهان ایر با آن چهره مستعمل رنگ و رو رفته با این آشفتگی مسافران و حجم کیسه های پراکنده دستی که به هواپیما آورده بودند به هیچ وجه به پرواز خارجی نمی برد.

در ادامه مسیر هم هیچ اثری از سرویس پروازهای خارجی نبود . حتی خلبان یا سرمهماندار به خودش زحمت نداد خوش و بشی با مسافران کند یا توضیحاتی شفاهی از مسیر پرواز و وضعیت هوا و طول مسیر و ... بدهد داشتن تلویزیون و صفحه های نمایشگر و پخش فیلم و بازی های رایانه ای و پذیرایی آن چنانی که در پروازهای خارجی هواپیمایی عربستان یا در تبلیغات تلویزیونی شرکت ماهان دیده بودیم پیش کش .

در قسمت لژنشین هواپیما که خودشان « های کلاس » یا « بیزینس » می گفتند وضع فرق می کرد . رفت و آمد مهمانداران با انواع و اقسام اطعمه و اشربه پر رونق بود . سرمهماندار پرواز در هنگام سوار شدن مسافران چهره های آشنا و همیشگی و یا مسافران شیک پوش و خوش لباس را جدا می کرد و بدون توجه به شماره صندلی شان آن ها را به آن قسمت هدایت می کرد یادم افتاد به حکایت ملانصرالدین که می گفت : « آستین نو پلو بخور » .

امان از این تبعیض که در آسمان هم آدم ها را رها نمی کند و از انسان هایی با یک تار و پود ، تافته جدا بافته می سازد.

قرار بود با پرواز 941 ایران ایر عازم تهران شویم اما شب چهارشنبه سوری بود و اوضاع جوی ناگهان بهم ریخته بود و علی رغم 5 ساعت معطلی فرودگاه تا ساعت 3 صبح هواپیما از شیراز پرواز نکرد و ما به پرواز تهران دهلی هواپیمایی ماهان نرسیدیم . چند روزی طول کشید تا توانستیم مسئولین شرکت نسیم فرهنگ وابسته به صندوق ذخیره فرهنگیان و مجری تورهای سیاحتی و زیارتی آموزش و پرورش را قانع کنیم ما را در پرواز بعدی که 10 روز بعد بود قرار دهند . با وجود آن که پول را گرفته بودند اما شرط می کردند که باید خسارت بلیط باطل شده ماهان را قبول کنید و ما که خود را بی تقصیر می دیدیم تقلا می کردیم به آن ها بقبولانیم که در همه جای دنیا وقتی هواپیمای ترانزیت ، تأخیر داشته باشد عذر مسافر را می پذیرند و شامل هیچ نوع خسارتی نمی کنند و آن ها می گفتند که در ایران از این خبرها نیست.

بالاخره توافق کردند با پرواز بعدی برویم اما در فرودگاه تا تعهد کتبی نگرفتند که بعد از بازگشت پیگیر مسئله خسارت وارده باشیم بلیط جدید و گذرنامه را ندادند.

هر چند قصه ی بی نظمی شرکت هواپیمایی به این خاتمه نیافت و وقتی برای گرفتن کارت پرواز رفتیم معلوم شد اسم ما و چند نفر دیگر در کامپیوتر ثبت نشده است و دلشوره تا سوار شدن همه مسافران و اطمینان نماینده فرودگاهی ماهان از خالی بودن جای ما در پرواز خاتمه نیافت .

... هواپیما نیمی از مسیر 3 ساعته پرواز تهران دهلی را پیموده بود . اکثر مسافران خفته بودند اما فاصله تنگ صندلی که پای دراز مرا در تنگنای آزار دهنده ای قرار می داد اجازه خوابیدن نمی داد . در خواب و بیداری دیدن سپیده و همزمانی آن با تلالو خورشید وقت نماز را یادآور می شد . اما هیچ مکانی پیش بینی نشده بود و اعتراض مسافران بی فایده بود . پرواز با سرعت 900 کیلومتر در ساعت به سمت خورشید می رفت و فاصله بین اذان و طلوع خورشید را بسیار کوتاه و نماز صبح را قضا می کرد.

بیش از یک ماه است تلاش می کنیم مسئولین هواپیمایی ماهان را از دریافت خسارت منصرف کنیم آن ها بهانه می آورند که صندلی ها با قیمت ارزانتری به شرکت نسیم فرهنگ اجاره داده شده بوده است و خسارت به عهده تور است . نسیم فرهنگ قیمت کامل را از ما گرفته است اما حاضر به پذیرفتن خسارت وارده نیست . این در حالی است که این شرکت ... قصه دیگری دارد.

ای کاش مسئولی پاسخ می داد که چگونه در هنگام تعیین قیمت کالا و خدمات تمام نرخ های جهانی مدنظر قرار می گیرد اما در هنگام ارائه خدمات هیچ یک از استانداردهای جهانی مورد توجه نیست ؟


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

تجلیل های دیر هنگام

« نصراله مردانی » بیش از آنچه تصور کنید شکسته و فرتوت شده بود سرطان داشت آخرین رمق های او را می گرفت و داروهای شیمیایی او را نحیف تر و شکننده تر می ساخت. وقتی به کمک پسرانش پشت تریبون قرار گرفت ، نگاهش که به انبوه جمعیت مشتاق افتاد ، تمام توانش را جمع کرد و با صدایی لرزان از محبت ها و قدرشناسی مردم ایران به ویژه همشهریان کازرونیش تشکر کرد مردمی که به طور خود جوش بدون کمک هیچ نهاد دولتی یا رسمی اقدام به برگزاری همایشی بنام غزلسرای حماسه و عشق در تجلیل از چهره ماندگار عرصه ادب و شعر ایران کرده بودند. او اولین بیت از آخرین سروده خود را آنچنان حزن آلود قرائت کرد که همه مردم حاضر در سالن را به گریه انداخت. 

ما راز سر به مهر یک آغاز مبهمیم

یعنی در این سراچه ی بازیچه ، آدمیم

شاید به شیب دره ی این جنگل سترگ

ما سایه ای ز شاخه ی یک بید در همیم

بر پرتگاه صخره ی صحرای نیستی

گویا که ما نتیجه ی لبخند یک دمیم

چون نقطه کوچکیم به پرگار روز گار

اما برون ز دایره ی هر دو عالمیم

در ما هزار عالم دیگر نهفته است

ما جام در غبار فرو رفته ی جمیم

از ما ربوده دیو زمان خاتم روان

آنجا که ما تجلی اسماء اعظمیم

سنگینی تمامی هستی به دوش ماست

ما در حریم عشق تو ، ای دوست ؛ محرمیم

جوشیده از بلندی فریاد ما ، زمان

گاهی چو رود آتش و گاهی چو شبنمیم

در دور هست و نیست به خمخانه ی وجود

ما سرخوش از شراب نشاط آور غمیم

در ما بهشت و دوزخ در هم تنیده است

اهریمن و فرشته ی یک قصه با همیم

جاری تر از نسیم و روانیم مثل آب

ما نشئه ی ظهور حیاتی دمادمیم

آگه نشد ز سر سویدای ما کسی

ما قصه ی شگفت مسیحا و مریمیم

 

دیگر در آهنگ صدایش آن شور حماسی نبود و در نگاهش حتی وقتی که اعلام کردند ، فرهنگسرایی به نام وی ساخته می شود یا خیابانی در شیراز به نام او نامگذاری شد هیچ برق شعفی دیده نشد . به نظر می رسید این تجلیل های دیرهنگام و در آستانه رفتن او را ناامید تر کرده باشد . مراسم با اشک ها و ناله های مردم فضای بسیار حزن آلودی داشت و مجلس ختمی پیش از موعد را تداعی می کرد مردانی مثل کسی که امیدش را از زندگی بریده باشد گفت : شاید این آخرین حضور او در شب های شعر باشد.

مدتی پیش نیز که چهره های ماندگار عرصه علم و فرهنگ معرفی شدند اکثر کسانی که مورد تقدیر قرار گرفتند کسانی بودند که به تنهایی حتی قادر به راه رفتن نبودند چهره های فرتوت و شکسته ای که عمری را در عسرت و انزوا به تلاش در عرصه های فرهنگ و هنر و علم و اندیشه این مرز و بوم سپری کرده بودند در این روزهای واپسین عمر ، هدایای مادی و معنوی می گرفتند که تنها بخشی از آن در ایام سخت پژوهش و تحقیق بس کارساز بود و رنج و مشقت این راه پرنشیب و فراز را هموارتر می کرد. برای تجلیل از این چهره های ماندگار آن قدر دیر شده بود که تنها کمتر از چند ماه از برگزاری مراسم اعلام شد تعدادی از این بزرگان دارفانی را وداع گفته اند.

هر چند تغییر سنت بزرگداشت رفتگان به تجلیل از انسان های فرهیخته در قید حیات ، ارزشمند و قابل تقدیر است اما حرکت شجاعانه تری لازم است تا در کنار تقدیر از پیشکسوتان ، به تجلیل از زنان و مردان بزرگی بپردازد که با این گونه مراسم ها می توانند علاوه بر الگو شدن برای جوانان ، انگیزش های قوی تر و فرصت های بیشتری برای ادامه خدمت متعالی تر به جامعه بیابند.

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

پول بهتر است یا امنیت 

بانک های شیراز اخیراً جولانگاه سارقان مسلح شده است . طی هفته های اخیر چند مورد حمله مسلحانه که منجر به تیراندازی ، مجروحیت افراد و سرقت چندین میلیون تومان وجوه نقد شده است رخ داده است .

جدا از مقدار مبلغ سرقت شده ، نگرانی و اضطرابی که در بین کارمندان بانک و مراجع کنندگان به بانک ها ایجاد شده است قابل تأمل است . یکی از کارمندان بانک می گفت : از وقتی که نگهبانان مسلح بانک ها جمع آوری شده اند با هر بار باز شدن درب ورودی بانک همه کارمندان با اضطراب و نگرانی متوجه مشتریانی می گردند که وارد می شود . هر لحظه انتظار دیدن افراد نقابدار و مسلح امکان تمرکز و دقت را از ما گرفته است و اشتباهات حساب را افزایش داده است .

یکی از کارشناسان مسائل امنیتی در این باره می گفت : نقاط مورد حفاظت نیروی انتظامی را شورای امنیت کشور تعیین می کند که بانک ها جز نقاط مورد حفاظت با نیروی ثابت نمی باشند . از گذشته دور بنا به قراردادی که فی مابین نیروی انتظامی و شورای عالی بانک ها بود پرسنل این نیرو در ساعات غیرموظف و خارج از نوبت کاری خود به طور داوطلبانه وظیفه نگهبانی بانک ها را به عهده می گرفتند و بانک نیز حق الزحمه ناچیزی در حدود 400 تومان در روز به آن ها پرداخت می کرد . سال ها این مبلغ اضافه نشد . تا جایی که دیگر کسی حاضر نبود جان خود را برای مبلغ ناچیز به خطر اندازد . وی معتقد بود شورای عالی بانک ها با دید اقتصادی به مقوله امنیت بانک ها نگاه می کند و معتقد است هزینه نگهبانی از هزاران بانک در کشور قابل مقایسه با ارقامی که به سرقت می رود نیست ، از طرف دیگر وجوه بانک ها بیمه است و در صورت سرقت بانک متضرر نمی شود. بنابراین انگیزه ای در حراست از بانک وجود ندارد و حتی حاضر نیست شبه بانکی را به سیستم های ایمنی و ضدسرقت پیشرفته مجهز کند وی معتقد بود که سیستم های آژیر فعلی بانک ها غیر امنیتی است و به دلیل آن که تنها در محیط بانک سر و صدا ایجاد می کند موجب اضطراب و به هم خوردن تعادل روانی سارقین می گردد و باعث شلیک و آسیب رسانی به مردم و کارمندان بانک می شود وی با اظهار گلایه از اینکه متولیان بانک از پیشنهاد نیروی انتظامی برای تجهیز بانک ها به سیستم های پیشرفته حفاظتی به دلیل هزینه های اقتصادی آن استقبال نمی کنند گفت نیروی انتظامی اعلام آمادگی کرده است که سیستم حفاظتی بانک ها را به مراکز پلیس وصل تا بدون جلب توجه سارق امکان حضور به موقع پلیس را فراهم آید وی معتقد بود بانک ها به تنها چیزی که فکر نمی کنند اثرات این سرقت ها بر امنیت روانی جامعه و صدمات روحی و جسمی به مردم است.

یکی از مدیران تراز اول بانک های استان نیز بیمه بودن بانک ها در مقابل سرقت را تأئید کرد و ضمن اعلام نیاز بانک ها به مأمورین ثابت و سیستم های حفاظتی پیشرفته هر گونه تصمیم گیری در این خصوص را متوجه شورای عالی بانک ها دانست و اظهار داشت آخرین رقم مورد توافق بانک برای هر مأمور حفاظتی روزانه هزار تومان می باشد که تا کنون مورد توافق نیروی انتظامی قرار نگرفته است.

مردم می پرسند تا کی قرار است اصل هر چیز اقتصاد باشد و هیچ کس برای سلامت جان و روان مردم ارزشی قائل نباشد.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

دوران پاسخگویی فرا می رسد

 دود و آتش و خمپاره ، موج و باران و زخم ، شب و درد و فراغ ، خون و دست بریده و شهید . گردان رفتن و دسته برگشتن ، سال 60 عملیات محرم ، پاسگاه شرهانی گردان 975 از لشکر فجر ، تسخیر تپه 175 شرهانی در خاک عراق ، آخرین مراحل عملیات محرم بود.

در ابتدا همه چیز خوب پیش رفت نهیب ا... اکبر بچه ها آخرین رمق عراقی ها را گرفت . ساماندهی خوب نیروها و غافلگیری و هماهنگی گردان های عملیاتی سبب شد سنگرهای عراقی با کمترین مقاومتی در اختیار بچه ها قرار گیرد . با تسخیر این تپه منطقه وسیعی از صحنه عملیاتی دشمن زیر آتش رزمندگان اسلام قرار می گرفت و امکان هر گونه تحرک و تک های ایضاعی از دشمن سلب می شد.

بچه ها شادمانه در سنگرها جا گرفتند . برخی به زخمی ها می رسیدند ، برخی جای گونی ها را عوض می کردند تا قسمت تدافعی سنگر رو به جبهه عراق باشد. عده ای دیگر با غنیمت های عراقی تدارک شام می دیدند . کنسروهایشان با بادمجان های بزرگی که با پوست در قوطی جا گرفته بود با طعم تند و بوی تندتر مضحکه حسین شده بود . محمود
می گفت : کنسروهای ماهی آن ها بلغاری است و احتمالاً صیدشان غیرشرعی بوده است در خوردنشان احتیاط کنید . از خوردن آب هم ابا داشتیم شایع شده بود عراقی ها در آخرین لحظات عقب نشینی آب ها را مسموم کرده اند.

بچه ها اغلب به نان خشک و بیسکویت عراقی بسنده کرده بودند تا اینکه مرتضی هلهله کنان با چند شانه تخم مرغ پیدایش شد و مثل قهرمانان جنگ مورد استقبال قرار گرفت . بهروج و مهاجر و چند نفر دیگر از بچه ها آتشی افروختند و در کلاه آهنی بدون روغن نیمرو درست کردند. نیمرویی که طعم و عطر بهشتی آن هرگز از خاطر نخواهد رفت.

در این مدت آرامش کامل بر خط مقدم حاکم بود هیچ کس باور نمی کرد چند ساعت پیش عملیات گسترده ای در این جا صورت گرفته است . بر خلاف شب قبل حتی منورهای عراقی در آسمان نمی رقصید.

نم نم باران بچه ها را از جنب و جوش انداخت هر کس گوشه ای خزید و چشم به عمق تاریکی دوخت . نجوای زیارت عاشورای حبیب روزیطلب عارف وارسته جبهه ، حال همه را عوض کرد دعا و تهجد و توسل و راز و نیاز شبانه عشاق دلباخته تا اذان صبح ادامه داشت.

هوا گرگ و میش بود ، بچه ها بعد از نماز صبح با اطمینان از سپیده دم و خاتمه عملیات چرت می زند. ناگهان زمین و زمان لرزید در عرض چند دقیقه جهنمی به پا شد . همه جا آتش و دود و ترکش خمپاره بود. سنگرها یکی پس از دیگری فرو ریخت . ترکش هر لحظه بدنی را می درید و دستی و سری را قطع می کرد. روزیطلب ، دالوند ، مشفق ، شکوفه چین ، بهروج ، مهاجر و ... یکی پس از دیگری به خاک غلطیدند . زخم و موج انفجار همه را بی خود کرده بود جهت را گم کرده بودند . تنها اسلحه بچه ها کلاش و آرپی جی بود که باران خورده و گل گرفته بود و عمل نمی کرد...

نزدیکی های ظهر تنها 23 نفر بازگشتند . موجی و زخمی ، ماتم زده و گر گرفته . جوان 24 ساله ای که سوار بر موتور تا پایین تپه پیش آمده بود اولین کسی بود که بچه ها را در آغوش گرفت و آرام   کرد . ... فرمانده لشکر 19 فجر ...

22 سال بعد وقتی عکس او به عنوان کاندیدای هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی دیوارهای شیراز را آذین بست همه بازمانده های جبهه و جنگ بسیج شدند مادران و پدران شهدا آمدند و یک دل و پر امید او را برگزیدند.

در شهرهای دیگر نیز همرزمان شهدا و جانبازان نماینده شدند تا مجلس هفتم نام مجلس اصولگرا و ارزشی به خود بگیرد.

 انتظارات فروخورده مردم از انقلاب اسلامی و امید به عدالت علوی و رفع فقر و فساد و تبعیض در پیش روی این برگزیدگان است . اگر بازماندگان تپه 175 آن زمان از هیچ کس نپرسیدند چه شد ؟ اینبار خواهند پرسید . بفرمایش مقام معظم رهبری:" دوران ، دوران پاسخگویی است" مراقب باشید ...

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

سرطان کشنده نیست !!!!

 پاسی از شب گذشته بود . صدای زنگ تعجب اهل خانه را برانگیخت. یکی از شاگردان قدیمی پشت در بود . اصرار برای داخل شدن به خانه بی نتیجه بود. از دیرهنگامی ملاقات عذرخواهی کرد گفت : در خیابان سرگردان بوده است و ناگهان بغضش ترکید و صدای هق هق گریه اش سکوت شب را شکست مثل کودکی که به آغوش پدرش پناه می برد خودش را در آغوشم رها کرد و گفت : حاجی التماس دعا و توضیح داد که دیروز دکتر گفته است که مادرش سرطان دارد و باید فوری عمل شود . در میان هق هق گریه اش با جملات مقطع از وابستگیش به مادر ، از محبت های بی دریغش از نقش مؤثرش در تربیت فرزندان و ... گفت و نالید و من با بغضی که در گلویم جا کرده بود ساکت و نگران فقط گوش گرفتم تا آرام شد.

همان شب به یکی از دوستان روحانی سلیم النفس در قم تماس گرفتم و خواهش کردم نماز صبح در حرم حضرت معصومه (س) دعایش کند و ...

با عنایات خداوند و اهل بیت (ع) عمل مادرش با موفقیت انجام گرفت و ادامه درمان طولانیش با پرتودرمانی و شیمی درمانی آغاز شد . ماه بعد شکسته تر و ناامیدتر از نوبت قبل به سراغم آمد . گفت : هفته ای سه روز پیکر نحیف و لاغر مادر جوانش را به دوش می کشند و به بخش پرتو درمانی بیمارستان نمازی می برند.

گفت : دیدن صحنه های دردناک و عذاب آور بیماران سرطانی از یک سو و کمی امکانات و معضلات فراوان این بخش از سوی دیگر بیماری مادر را به فراموشی سپرده و غم و اندوه و افسردگی را برای او و خانواده به ارمغان آورده است .

می گفت : زیر زمین نمور و تاریک بخش پرتو درمانی بیمارستان نمازی با دستگاه قدیمی که بیش از 30 سال از عمر آن می گذرد و هر روز به دلیلی خراب است ، تنها امکانات این نوع درمان در جنوب کشور است و امکان پاسخگویی به مراجعات روزانه 60 تا 70 بیمار سرطانی که از 6 استان همجوار مراجعه می کنند را ندارد.

فرسودگی و غیر استاندارد بودن دستگاه موجب ایجاد سوختگی های شدید و عمیق در پوست بیماران می گردد و سرو کار آن ها را به بخش سوختگی و درمان های دردناک آن می اندازد.

تنها تکنسین دستگاه از تعمیر اساسی آن عاجز است و پس از چند مورد استفاده دستگاه از کار می افتد بدون آن که معلوم باشد تا چه مدت باید در انتظار تعمیر آن باقی بمانند. گاه این تعمیرات تا یافتن قطعات یدکی یا آمدن کارشناس از تهران چند روز بطول می انجامد . در این مدت بیماران شهرستانی با مشکل بیتوته روبرویند.

انتظار در آن جمع پردرد و رنج بدون حتی صندلی کافی برای نشستن یا امکانات اولیه مانند آبخوری و سرویس بهداشتی همراه با شنیدن دردل های بیماران و دیدن جای خالی بیمارانی که تا هفته گذشته در قید حیات بودند غم و اندوهی سخت تر از سرطان را به بیماران و همراهان آن ها منتقل می کند.

اغلب این بیماران توان پرداخت 50 هزار تومان هزینه 3 دقیقه اشعه درمانی را ندارند سایرین نیز پس از مدت کوتاهی روحیه خود را از دست می دهند ، ادامه درمان را رها می کنند و تن به تقدیر می سپارند.

او می گفت : با درآمد هنگفتی که این بخش دارد جای سئوال است که چرا مسئولین اقدام به توسعه و تجهیز آن نمی کنند و اهتمامی  در کاهش آلام و رنج های بی پایان بیماران سرطانی و خانواده های دردمند آنان ندارند.

باز هم فقط سکوت کردم و با او هم درد شدم . اما این بار نمی دانستم به چه کسی التماس دعا گویم

شیراز قطب پزشکی کشور است . پزشکان حاذق این  مرزو بوم در اقصی نقاط جهان شناخته شده هستند اما رفع مشکل تجهیزات قدیمی و فرسوده بیمارستان ها اهتمام مسئولین پزشکی استان را می طلبد برای بلند همتی آنان التماس دعا داریم.


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

نقدی بر عملکرد سه ساله استاندارد 

سه سال پیش وقتی برای اولین بار چهره جوان و ناشناخته انصاری لاری به عنوان استاندار فارس بر مطبوعات شیراز نقش بست از قرینه پسوند فامیلش با وزیر کشور این تحلیل بر ذهن ها نشست که باز هم قوم گرایی و رابطه فامیلی جای شایسته سالاری و کارآمدی را گرفته و باید در انتظار دوران رکود و خمودی بیشتر در استان بود.

هنگامی که عضویت ایشان در حزب حاکم و گرایش او در انتخاب اغلب اعضای تیم معاونین و همکارانش از این حزب مشخص شد این نگرانی شدیدتر شد.

در اولین دیداری که با او داشتم هر چند زبان به انتقاد تند و گزنده از کیهان گشود و در همه دیدارهای بعد از خبرهای ویژه و نقدهای به تعبیر او غیرمنصفانه کیهان گله داشت اما برخورد عالمانه و نرمش او در پذیرش استدلال ها به دل نشست.

انصاری لاری گرچه چهره ای فرهنگی و مطبوعاتی بود اما هیچ گاه به خبرنگاران روی خوش نشان نداد و در همان اوایل که متوجه شد خبرنگاران شیرازی حاضر نیستند دست نوشته او را برای تیتر خبر خود برگزینند از مصاحبه و رودررویی با آنان پرهیز کرد و روابط را در حد خوش و بش دوستانه و غیر رسمی نگاه داشت.

وجه غالب شخصیت فرهنگی او و تمایل ذاتی به هنر باعث شد در انتخاب تیم فرهنگی خود وسواس بیشتری به خرج دهد افرادی که او را در مصدر ادارات فرهنگی و هنری استان گمارد توانستند شعار شیراز پایتخت فرهنگی کشور را از حوزه استانی خارج و در سطح کشور مطرح کنند.

هر چند می گفت : تا زمانی که مألفه های لازم برای تحقق این شعار فراهم نیامده نبایستی شیراز را پایتخت فرهنگی نامید . اما تلاش او در حرکت های روبنایی نظیر اجرای کنسرت ها ، نمایشگاه ها و جشنواره های فیلم و شعر و موسیقی و بی توجهی به ایجاد زیر ساخت های اساسی و تدارک امکانات فیزیکی لازم و هدف گذاری و برنامه ریزی برای رشد فرهنگ عمومی باعث گردید مشتری دائم این گونه فعالیت ها عده ای از خواص با اعتقادات و گرایش های خاص ادبی و فرهنگی باشند.

دوران دو ساله پرتحرک فرهنگ استان با گذر اعضای تیم فرهنگی استاندار از آخرین پله های موفقیت استانی افول کرد و او بی اعتماد به نیروهای بومی ، جایگزین مدیران فرهنگی رفته را ، از بین دوستانش در سایر استان ها برگزید. و طبیعی بود که به دلیل عدم شناخت آنان از توانمندی های انسانی و نداشتن تعامل مناسب با فرهیختگان استان ، رکود و پس رفت گریبان گیر فرهنگ و هنر استان شود.

هدف اعلام شده او در بخش اقتصادی ، ایجاد تراز مثبت درآمدهای استانی و افزایش تولید ثروت ملی در سطح استان بود . تلاش برای راه اندازی منطقه ویژه برق و الکترونیک و جذب سرمایه گذاری خارجی به ویژه سرمایه گذاران فارسی الاصل حوزه خلیج فارس و راه اندازی دانشگاه دوم شیراز با گرایش صنعتی و با هدف تربیت نیروی انسانی مورد نیاز پروژه عظیم پارس جنوبی ، از جمله تلاش های ثمر بخش او در حوزه اقتصادی بود که توانست ضریب اشتغال استان را افزایش و بیکاری را از 16 درصد به 10 درصد کاهش دهد.

او طی سه سال گذشته بخشی از توان خود و همکارانش را صرف حل اساسی ترین معضل فارس کرد او دریافته بود که اولین شرط لازم برای ایجاد توسعه همه جانبه در سطح استان افزایش راه های مواصلاتی استان و رفع مشکل حمل و نقل درون شهری و برون شهری است اجرایی کردن پروژه راه آهن شیراز - اصفهان ، بازگشایی راه بندرعباس به لار و  جهرم ، اخذ اعتبارات لازم برای 4 بانده کردن ورودی های شیراز ، اجرای مراحل نهایی جاده شیراز کازرون ومهم تر از همه اجرای آزاد راه شیراز اصفهان و شروع پروژه قطار شهری در کارنامه انصاری لاری و همکارانش ثبت شده است. هر چند او هم می پذیرد که بسیاری از این طرح ها ریشه در گذشته هایی دور دارند.

استاندار فارس تلاش کرده است چهره مدیری فرهنگی و عمرانی به خود بگیرد اما مواضع سیاسی و جهت گیرها و اظهارنظرهای جانبدارانه او از یک جریان خاص سیاسی و فرهنگی و محدود کردن خود در گزینش یاران اجرایی از بین دوستان هم حزبی خود باعث گردیده است چهره غالبی که مردم از او ترسیم می کند چهره ای سیاسی باشد جلوه ای که در هر نشست اداری ، اجرایی و فرهنگی از خود بروز داده و بر آن اصرار دارد.

او سه سال پیش در جلسه معارفه خود گفت : « واگرایی در فارس باید به همگرایی تبدیل شود » شاید او تحقق این خواسته را به سال آخر خدمت خود در فارس محول کرده است باشد که چنین باشد.

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

 

داروخانه های بدون دارو

 فرزندم را به خاطر تب و لرزی که داشت از مدرسه به خانه فرستاده بودند. بعد از افطار او را به درمانگاه نزدیک منزل بردیم ، دکتر چند قلم داروی معمولی نوشت . داروخانه درمانگاه به حدی شلوغ و پرازدحام بود که ترجیح دادیم از داروخانه سطح شهر بگیریم ساعت 9 شب بود و تنها داروخانه های شبانه روزی باز بودند. در شیراز با همه گستردگی و توسعه شهر تنها 4 داروخانه شبانه روزی وجود دارد و طی 10 سال گذشته با وجود گسترش شهر و ازیاد جمعیت هیچ داروخانه شبانه روزی اضافه نگردیده است .

تمام شهر را زیر پا گذاشتیم تا به این داروخانه ها سر زدیم ، آن ها شلوغ و پرازدحام بودند و پس از ساعتی معطلی گفتند چند قلم از داروها را ندارند به درمانگاه های شبانه روزی رفتیم آن ها هم داروهای معمولی مثل شربت سینه و قطره بینی را نداشتند . ناچار ساعت 12 شب دست خالی به خانه بازگشتیم و تا صبح به استامینوفن معمولی قناعت کردیم .

تا پاسی از شب صدای ناله فرزندم با یادآوری صحنه هایی که در داروخانه ها دیده بودم در هم آمیخت . پیرمرد ناآشنای روستایی که به دنبال داروی فرزندش این در و آن در می زد . خانم مضطربی که شوهرش تصادف کرده بود و لوازم اتاق عملش کسری داشت . بیماری که از درد کلیه به خود می پیچید و نای حرف زدن نداشت و جوانی که از پاسخ منفی متصدی داروخانه برآشفته بود و به زمین و زمان بد و بیراه می گفت و مردمی که نمی دانستند بدون وسیله نقلیه در آن ساعت شب چگونه خود را به داروخانه بعدی برسانند.

طی دو سال گذشته اداره بهداشت و درمان استان فارس اقدام به صدور مجوز برای تأسیس داروخانه و مراکز درمانی خصوصی کرده است .به گونه ای که در هر خیابان و محله ای داروخانه و درمانگاه وجود دارد.

این امر باعث کاهش ازدحام و تسریع در امور درمانی و دارویی شهروندان شده است . اما کمبود داروخانه شبانه روزی از یک سو و عدم توزیع مناسب دارو از سوی دیگر باعث شده است مردم علاوه بر درد بیماری و بیمارداری ، رنج و مشقت تردد در سطح شهر و شنیدن پاسخ منفی از متصدیان داروخانه را متحمل شوند.

از آنجا که اغلب داروهای مورد نیاز کشور تولید داخل است و به وفور تولید می گردد تنها عامل توزیع نامناسب باعث بروز مشکل برای مردم شده است .

اگر مکانیزمی طراحی گردد که ضمن نظارت بر توزیع دارو با کنترل مکانیزه موجودی داروخانه ها قبل از اتمام دارو نسبت به تأمین اقلام دارویی مورد نیاز بیماران اقدام گردد شاید گوشه ای از نارسایی های بخش درمان کشور جبران گردد.

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

                   جزر  و   مد

زلفت چو افشان می کنی  من را پریشان می کنی       

 هر جا خرمان می کنی   آن خانه ویران می کنی

گر جلوه آری روی را  ،   برزخ کنی  ابروی  را     

خورشید  پنهان  می کنی    مه  را پشیمان  می کنی

چون  ر خ   بگردانی   به ناز   ،  آتش زنی بر سروناز                     

 صد شمع گریان می کنی  شام غریبان می کنی

بر  باغ  قلبم نغمه  خوان   ،شور و نوا  در  هر  کران        

 قمری غزل خوان می کنی  جان عندلیبان می کنی

زخم از من  و  درمان ز تو  ، مشکل زمن  آسان ز تو                          

هر   درد   در مان می کنی      کار  طبیبان  می کنی

بلقیس کجا ؟ شیرین کجا ؟  ، معشوقه ی مجنون کجا؟                        

اعجاز   د ورا ن می کنی    جا د و   ،سلیمان  می کنی

تا  کی  بود  این جزر  و  مد   ، د ریا  تلاطم  تا  ا بد  ؟                       
   دلخوش رقیبان می کنی  دلخور حبیبان می کنی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

دغدغه های شهروندی  

دیروز اولین ترکش افزایش جرایم رانندگی به من هم اصابت کرد . ماشین را در کوچه ای مجاور دفتر روزنامه پارک کرده بودم . همانجایی که 5 سال است هر روز پارک می شود اما یک برگ جریمه ده هزار تومانی نتیجه آن بود. گویا مأمورین راهنمایی که نمی توانند در خیابان ها قبض های جریمه را آب کنند به کوچه و پس کوچه ها پناه آورده اند.

امروز گفتم با این وضعیت پارک و پارکینگ در شیراز ماشین نبرم و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنم . منزل در خیابان خلوتی است و تاکسی کمتر تردد می کند تا ایستگاه اتوبوس 2 کیلومتری پیاده رفتم در اتوبوس اول نوبت به سوار شدن من نشد . اتوبوس بعدی به حدی پر ازدحام بود که در ایستگاه نه ایستاد از اتوبوس سوم تا 20 دقیقه بعد خبری نبود . سراغ تاکسی رفتم خوشبختانه به خاطر مشکل اشتغال و تورم ، همه سواری ها مسافرکشی می کنند . یافتن تاکسی مشکل نبود اولین چهارراه مسافرها را پیاده کرد . گفتم : آقا من مستقیم می روم گفت : دو کورس حساب می شود . گفتم : اشکال ندارد چراغ قرمز بعدی پرسید : کورس بعد هم خدمتتان باشم و وقتی تعجب مرا دید توضیح داد که هر کورس در شیراز یعنی یک تقاطع ، که یا باید پیاده شوی یا اگر مسیرت با راننده یکی باشد باید کرایه اضافه بدهی . دیرم شده بود و گفتم تا مرکز شهر مرا برساند . گفت : خیابان ها شلوغ است نمی شود مرکز شهر رفت . گفتم پس نزدیک مرکز مخابرات پیاده می شوم . باز هم پستچی قبض تلفن را نیاورده بوده و تلفن خانه چند روزی بود یک طرفه شده بود . گفتم از فرصت استفاده کنم و بروم تاوان بی مبادلاتی اداره پست را بدهم . پس از ساعتی معطلی قبض صادر شد . بانک مجاور مخابرات صف طولانی برای دریافت قبض داشت . بانک بعدی گفت قبض نمی گیرد و به شعبه دیگری مراجعه کن از خیر پرداخت قبض گذشتم باید زودتر به محل کارم می رسیدم . ترافیک سنگینی خیابان را بسته بود و اغلب مردم غرغرکنان پیاده می رفتند . قدم برداشتن در پیاده رو مشکل بود دست فروشان و مغازه دارها راهی برای عبور عابرین باقی نگذاشته بودند.

تلفن همراه زنگ زد . مادر بود ، می گفت : برادرت صبح از شهرستان حرکت کرده اما هنوز نرسیده است .
می گفت : با این وضع تصادفات جاده ای نگران است . گفت خاطرت هست که باید شهریه دانشگاه آزادش را تأمین کنی ، موقع ثبت نام است . گفتم : بله نگران نباشد تلفن قطع شد به فکر فرو رفتم حساب و کتاب و جمع و تفریق دخل و خرج ، زمان و مکان را از یادم برد . صدایی در گوشم گفت : فیلم ، عکس ، عرق ، ورق ! به خودم آمدم جوانک که از جا پریدنم را حمل بر مأمور بودنم کرده بود زود خودش را عقب کشید و در بین جمعیت گم شد .

میدان مرکزی شهر بودم . چند پسر دبیرستانی مشغول توزیع بروشورهای تبلیغاتی نمایندگان بودند درو دیوار از نقش ها و ژست های آدم های خندان آذین بسته شده بود انبوه کاغذ در زیر پای عابرین لگدکوب می شدند.

تا رسیدن به دفتر رنگ ها و شعارها مرا به خود مشغول کرد . راه گشای مشکلات ، طبیب دل بیماران ،از بین برنده ناهنجاری های موجود ، توسعه عادلانه ، خدمت صادقانه ، آسایش ، آرامش ، امنیت ، رفاه ، یاد یار مهربان ، اشتغال ، حذف اعتیاد ، امنیت اجتماعی ، مهار تورم ، تأمین اجتماعی ، تسهیلات رایگان ، آزادی اندیشه ، اصلاح نظام اداری ، شایسته سالاری ، نظارت بر دستگاه های اجرایی و انتظامی ، جوانان ، هنر ، فرهنگ ، ورزش ، ارجعیت منافع ملی ، بهبود روابط خارجی ... .

این شعارهای زیبا ، مرا به رویایی برد که همه دغدغه های روزمره را فراموش کردم . ای کاش کاندیدها حافظه خوبی داشتند و بعد از انتخاب شدن ، شعارهایشان را فراموش نمی کردند ، ای کاش مردم را فراموش نمی کردند . ای کاش حداقل خودشان را فراموش نمی کردند . که بودند و چه شدند !!


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم اردیبهشت 1391 توسط محمد ابراهیم واعظی

شکارگاه اختصاصی

هوا تاریک شده بود . باد سردی می وزید باران آرام گرفته بود . انعکاس چراغ های دهکده به روی آب دریاچه پریشان را برای اولین بار می دیدم . خشکسالی سال های اخیر پریشان را کوچک و کوچک تر کرده بود حتی نی زارهای انبوه اطراف دریاچه هم کم پشت شده بودند. آرامش و سکوت دوست داشتنی شب را هر از گاه صدای مرغان وحشی در هم می شکست ، در این تاریکی ، در لابه لای نی زار ، پلیکان های بزرگ و سفید را می شد دید ، حتی درناها و غازها را می شد حس کرد.

درهم آمیختگی سکوت شب با آهنگ خوش الحان غوکان و پرندگان را صدای بلند بی سیم محیط بان در هم شکست و مرا از عالم خلسه بیرون آورد . تلاش محیط بان دریاچه برای تماس با مرکز بی سیم بی فایده بود دو جوان که با تجهیزات کامل اطراق و شکار با موتورسیکلت کراس از شیراز آمده بودند ادعا می کردند از بستگان یکی از مدیران ارشد محیط زیست فارس می باشند . نگهبان می گفت باید مجوز داشته باشند . اصرار جوانان باعث شد محیط بان با موبایل یکی از جوانک ها با آقای « مافوق » تماس بگیرد . سکوت دریاچه و صدای بلند مکالمه طرفین باعث می شد حتی صدای طرف مقابل از گوشی موبایل به راحتی شنیده شود . محیط بان می گفت : الان فصل شکار نیست و به دلیل تأخیر در بارندگی مهاجرت پرندگان به دریاچه شروع نشده است . تنها پلیکان های بومی و تعداد اندکی غاز و درنا وجود دارند .
آقای « مافوق » اصرار می کرد که مهم نیست ، وسایل رفاه و پذیرایی این دو جوان را فراهم کنید و در شکار کمکشان کنید . او وقتی اکراه نگهبان را حس کرد ، پرسید : وضعیت استخدامش چگونه است . محیط بان گفت : 12 سال است که قراردادی است و هنوز رسمی نشده است و آقای « مافوق » گفت : در اولین فرصت به او مراجعه کند تا ترتیب استخدام رسمیش را بدهد . از اینجا به بعد لحن محیط بان عوض شد و شروع به تملق و چاپلوسی از رئیس نمود و گفت که با وجودی که 24 ساعت است سر پست است و فردا زمان مرخصی اوست ، می ماند و دربست در خدمت این جوانان از ما بهتر است ...

شنیدن ناخواسته این مکالمه همه لذت و آرامش حضور در طبیعت را بهم ریخت . یادم افتاد که سال گذشته نیز چند عرب شیخ نشین با هماهنگی برخی مسئولین در شکارگاه بهرام گور   نی ریز خیمه زده بودند و هوبره شکار می کردند . این در حالی است که دولت جریمه های سنگینی برای شکار غیرمجاز برقرار کرده است و چنانچه یکی از روستائیان اطراف یا افراد عادی حتی به خاطر سد جوع یا امرار معاش اقدام به صید یا شکار غیر قانونی کنند به سختی مجازات می گردند.

از سوی دیگر دولت بودجه هنگفتی از بیت المال را صرف شکاربانی و محیط بانی مناطق حفاظت شده می نماید تا حراست و مراقبت از این شکارگاه ها و منابع ملی را به عهده داشته باشند.

هدف از این هزینه ها و جریمه ها ایجاد شکارگاه و مناطق تفریحی اختصاصی برای مسئولین و از ما بهتران نیست که اگر چنین بود قبل از انقلاب هم این مناطق در انحصار و قرق خوانین و رجال درباری قرار داشت و به نوعی حفاظت می شد ...

همه نهادهای حراستی و انتظامی تحت اشراف نهاد نظارتی بالاتری هستند . تخلفات احتمالی و عملکرد محیط زیست را چه نهادی نظارت می کند ؟

 


برچسب‌ها: روزنامه کیهان, شیراز, اجتماعی
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | :طراحی امین بازیار